مقالات روانشناسی

زوج درمانی چیست؟

زوج درمانی یک نوع رواندرمانگری است که در آن، رواندرمانگر، متخصص در زمینه‌ی ازدواج و خانواده، با سال‌ها تجربه در خصوص زندگی مشترک افراد و مشکلات مرتبط با آن به طرفین یک رابطه عاطفی کمک می‌کند که دید بهتری به رابطه شان پیدا کنند و مسائل و مشکلات را حل کنند تا در نهایت رضایت کلی از رابطه شان افزایش پیدا کند. اگرچه تکنیک های زوج درمانی ممکن است براساس رویکرد درمانی رواندرمانگر فرق کند، اما المان‌های کلی همه‌ی آن‌ها به ترتیب زیر است:

تمرکز بر یک مشکل خاص (مشکلات جنسی، اعتیاد، حسادت)

در این جلسات، بیشتر تمرکز بر حل مشکلات رابطه به طور کلی است تا تمرکز بر مشکلات فردی هر یک از زوجین

جلسات راه حل محور و شامل دخالت‌هایی برای ایجاد تغییرات هستند.

هدف گذاری دقیق و صحیح از روند زوج درمانی

زوج درمانی معمولا با چند سوال به صورت مصاحبه، در رابطه با تاریخچه‌ی رابطه، خانواده‌های طرفین، ارزش‌ها و پیشینه‌ی فرهنگی هر یک از آن‌ها شروع می‌شود. البته در برخی شرایط بحرانی درمانگر از شروع جلسات، خیلی زود وارد بخش مشاوره بحران می‌شود. پس از شناخت طرفین رابطه و همچنین تشخیص و بررسی مشکل موجود در رابطه توسط درمانگر، او بر روی روش‌های درمانی تمرکز می‌کند و برای جلسات مشاوره هدف گذاری و برنامه ریزی می‌کند.

در طور پروسه‌ی مشاوره، درمانگر به زوج کمک می‌کند تا نسبت به آنچه مشکلات را پدید آورده دید پیدا کنند و همچنین نقش هریک را در این ناکارآمدی مشخص می‌کند. این موضوع به طرفین کمک می‌کند که طور دیگری با یکدیگر و همچنین با رابطه‌شان روبرو شوند.

بسیاری از زوج‌ها بعد از جلسات زوج درمانی، رابطه‌شان و همچنین الگو‌های مخرب و مخل رابطه را شناخته‌اند. در نتیجه‌ی این شناخت و تغییرات پس از آن بیان احساسات، مهارت‌های ارتباطی و مهارت‌های حل مسئله‌ی هر یک از آن‌ها پیشرفت می‌کند و در این رابطه کارآمدتر عمل خواهند کرد.

بهترین تکنیک های زوج درمانی

تکنیک های زوج درمانی بر اساس نیازها و رویکرد درمانگر شما انتخاب می‌شود. با شناخت این تکنیک‌ها، روند تصمیم گیری درباره‌ی رواندرمانی و رواندرمانگرتان راحت‌تر خواهد بود. در ادامه با سه مورد از تکنیک های زوج درمانی آشنا می‌شویم:

۱- تکنیک زوج درمانی گاتمن

تکنیک گاتمن، بیش از سی سال است که مورد بررسی قرار گرفته و روی تعداد زیادی زوج آزمایش شده است. در این روش درمانگر تلاش می‌کند میزان علاقه ورزی و احترام موجود در رابطه را افزایش دهد. با استفاده از تکنیک زوج درمانی گاتمن، طرفین یک رابطه یاد می‌گیرند که چگونه مشکلات و تعارضات موجود را با دلسوزی و آرامش در کنار یکدیگر حل کنند.

۲- تکنیک قصه درمانی

در این متد، درمانگر شرایط موجود را طوری برای شما ترسیم می‌کند که گویی شما از بیرون، به ماجرا و قصه‌ی زندگی خود و همسرتان نگاه می‌کنید و از نقطه‌ای بالاتر به قضاوت می‌پردازید. شما در این تکنیک قادر خواهید بود بی‌طرفانه درباره‌ی تعارضاتتان تصمیم بگیرید و بسیار راحت‌تر به حل آنها بپردازید.

۳- تکنیک زوج درمانی احساس محور

در این روش سه هدف کلی وجود دارد؛ تکنیک احساس محور، به شما کمک خواهد کرد که احساسات خود را بهتر تشخیص دهید. در میان شما و پارتنرتان یک حس مشارکت و دوستانه ایجاد می‌کند. رابطه ی متقابل و کارامد بین شما و پارتنرتان شکل می‌دهد. تکنیک زوج درمانی احساس محور، تاکنون قادر بوده ۷۰ تا ۷۵ درصد روابط مشکل دار را بازسازی کند.
زوج درمانی برای چه کسانی مفید خواهد بود؟

تکنیک های زوج درمانی برای هر نوع رابطه‌ای مفید است، زوج‌های در شرف ازدواج، زوج‌های جوان، زوج‌های مسن، …. برای مثال، در مورد یک زوج جوان تازه عقد کرده، دریافت مشاوره‌ی قبل از ازدواج به آن‌ها کمک می‌کند تا انتظارات و هدف یکدیگر از ازدواج را بفهمند. یا زوج دیگری، بعد از ۲۵ سال زندگی، ممکن است برای بازیابی هیجانات احساسی در رابطه‌شان به مشاوره زوج درمانی مراجعه کنند.

زوج درمانی می‌تواند مشکلات موجود را حل کند و همچنین همانند یک چکاپ مشکلات و چالش‌های پیش رو را پیش‌بینی و پیشگیری کند. موضوعاتی که بیشتر در جلسات زوج درمانی مطرح می‌شوند شامل مسائل مالی، مسائل مربوط به فرزندان، روابط جنسی، خانواده‌ها، بیماری‌های حساس و سخت، اعتیاد، مشکلات احساسی و تعارضات معمول است

تفاوت‌های زوج درمانی از راه دور و زوج درمانی حضوری

زوج درمانی از راه دور، علاوه بر اینکه یک تغییر انقلابی در این روش درمانی است، باعث شده شرمندگی افراد از دریافت مشاوره دیگر دلیلی بر امتناع از مراجعه به مشاور نباشد. از دیگر مزایای این روش مشاوره و تکنیک های زوج درمانی، بیشتر در دسترس بودن آن و کم هزینه‌تر بودن آن است.

زمانی که زوج، از راه دور با درمانگر خود در ارتباط هستند، اول؛ مراجعین این فرصت را دارند که هرآنچه که دلشان می‌خواهد بدون هیچگونه احساس شرم بیان کنند. دوم؛ بیان و نوشتن مسائل و مشکلات توسط طرفین قبل از ارائه به مشاور خود به فهم بهتر مشکل کمک می‌کند و خود یکی از مراحل حل مسئله به شمار می‌رود.

این فرمت مشاوره به خصوص برای زوج‌هایی مناسب است که یکی از آن‌ها اغلب در سفر‌های کاری به سر می‌برد و یا برنامه‌های کاریشان باهم متفاوت است و نمی‌توانند همزمان در اتاق مشاوره حاضر شوند. همچنین زوج‌هایی که مسئولیت تربیت فرزند را به عهده دارند هم بسیار می‌توانند از این روش درمانی سود ببرند
یکی از مهم ترین مسائلی که بعد از ازدواج همسر شما انتظار دارد، مهارت برقراری ارتباط موثر در زندگی مشترک است. زن و شوهر بعد از ازدواج خواهان همسری صادق و راستگو حتی در زمینه ی مسائل بسیار پیش پا افتاده و کم اهمیت هستند. با وجود اینکه بعد از ازدواج ما متعهد به صداقت و راستگویی با همسر خود هستیم اما در عمل نمی توانیم یک ارتباط موثر با همسر خود در زندگی مشترک برقرار کنیم که این موضوع باعث بدتر شدن روابط زن و شوهر بعد از ازدواج و حتی منجر به تصمیم به طلاق از طرف همسر  شما می شود.

بهتر شدن روابط زن و شوهر با احترام به نظر یکدیگر

هنگامی که بعد از ازدواج زندگی مشترک با همسر خود را آغاز کردید، شما و همسرتان باید در مورد انتظارات و توقعات خود از دیگری و اینکه چگونه نظرات و عقاید خود را در هنگام مواجه با مشکلات زندگی مطرح کنید ، گفتگو کنید.  در  ظاهر این یک اقدام غیر عملی است، اما در هنگام رویارویی با مشکلات زندگی، کمک شایانی به شما می کند. زمانی که در مورد مجموعه قوانین زندگی مشترک خود صحبت می کنید ، با تفکرات و عقاید یکدیگر در نقش یک همسر و انسان بیشتر آشنا می شوید و اگر به یکدیگر علاقمند باشید احترام را چاشنی این قوانین کرده و درنهایت با همسر خود به تفاهم و اتفاق نظر می رسید.

زمانی که در مورد توقعات خود صحبت می کنید آن را  به صورت یک آرزو مطرح کنید

شاید بیان انتظارات و توقعات خود از زندگی به همسر خویش برایتان سخت باشد و یک حس اجبار و الزام را برای همسر شما به همراه داشته باشد. درست است که برای بهبود روابط زن و شوهر بعد از ازدواج باید احساس مسئولیت کرد و انتظارات همسر خود را تا حد ممکن برآورده ساخت، اما شاید بهتر است در طرح خواسته ها و انتظارات خود از همسر تان کمی نرم و ملایم تر باشید. مثلا شما می توانید در هنگام گفتگو با همسر خود، انتظارات و خواسته های خود را به شکل یک آرزو و علاقه بیان کنید.  بیان انتظارات خود به این شکل سبب می شود همسر شما نیز نسبت به این خواسته ها به اندازه شما احساس تعلق خاطر کند. به همین دلیل، سهیم شدن انتظارات خود به شکل آرزو، باعث می شود همسر شما علاقمند به مشارکت در برآوردن این خواسته ها در زندگی مشترک شود.

برای بهتر شدن روابط زن و شوهر از فضای مجازی استفاده نکنید

بیشتر افراد فکر می کنند زمانی که در پشت تلفن یا در سایت فیس بوک با همسر خود گفتگو می کنند ، رابطه خوبی با همسر خود  برقرار می کنند. این فکر کاملا غلط است و به عقیده یک مشاور خانواده در بیشتر موارد درست عمل نمی کند. تحقیقات روانشناسی نشان داده زن و شوهرهای زیادی وجود دارند  که علی رغم ارتباط زیاد در فضای مجازی یا تلفنی ، نتوانسته اند ارتباط موثری با همسر خود برقرار کنند و زندگی آنها به جدایی و طلاق ختم شده است. برقراری ارتباط موثر از طریق این دست وسایل ارتباطی و فناوری بسیار راحت هستند اما در عین حال کارایی و تاثیر یک گفتگوی چهره به چهره و حضوری را ندارند. بنابراین به منظور حل مشکلات زناشویی و خانوادگی خود سعی کنید از روش ارتباطی  دوستانه ، فردی و چهره به چهره بهره ببرید


اقدامات لازم جهت از هم نپاشیدن زندگی زوجی

ارتباط

زمینه های ارتباطی اشخاص درطول زندگیشان به وجودمی آیدوبرتمام روابط آنهاتاثیرمی گذارد.ارتباط درخانواده پدری ازفرهنگ جنسیت چگونگی برقراری رابطه بادیگران وتجربه های روابط صمیمانه پیشین سرچشمه می گیرد.اینکه تفاوت درزمینه های ارتباطی به ایجادرابطه بهترکمک می کندیا ازکیفیت آن بستگی به آگاهی طرفین دارد.در روابط صمیمانه جنسیت یکی ازرایجترین تفاوتهادرزمینه ارتباط است.
برای مثال بسیاری از زوجها نمی دانندکه زن و مردازدو شیوه ارتباطی متفاوت استفاده می کنند.بیشترمردها بر ین باورند که وقتی کسی مشکلش رابرای آنهامی می کند انتظاربرطرف شدن آن داردوبه همین دلیل بی درنگ راه حلی برای مشکل ارائه می دهند.ازسوی دیگربیشترزنهابراین باورند که درمیان گذاشتن مشکلات خودبادیگران حتی اگرمشکل آنها راحل نکنند راهی برای پیوندجویی ورسیدن به احساس حمایت است.بی توجهی به این موضوع دربیشترمواردسبب ایجاد ناراحتی می شود. زن ازمشکلاتش شکایت می کند ومرد راه حل نشان می دهد.دراین شرایط زن احساس میکند که همسرش به سخنان او گوش نمیدهدومرد هم به این نتیجه میرسد که همسرش فقط قصد شکایت دارد زیراهرگز به راه حل های او اهمیت نمیدهد.
ولی زوج آگاه از تفاوت زمینه های ارتباطی زن ومرد گرفتار این برداشت نادرست از این ارتباط نمی شوند.زیراهردوازمنظوردیگری آگاهی دارند.وقتی شماوهمسرتان ازتفاوتهای یکدیگردرزمینه ارتباطی آگاه باشید این تفاوتها مشکلات کمتری ایجاد می کنندوبه زندگی علاقه وتنوع بیشتری میبخشند .
پایه های روابط صمیمانه

1)احترام متقابل
2)درک وفهم متقابل
3)واکنش وحساسیت مناسب
)احترام مقابل
مقصود نگرشی است که در آن همسران برای هم احترام بسیاری قائلند ویکدیگر را ارزشمند میدانند.افزون براین همسران علاقه مندند که این احترام را به زبان آورند وآن رابه نوعی ابراز کنند.احترام دراصیلترین شکل خود به صورت توانایی گوش دادن وتوجه به همسرنشان داده میشود.
احترام به این معنا نیست که زن وشوهرعواطف واحساسات خود مانند خشم سرسختی ناراحتی روحی وغیره را ازیکدیگر پنهان و آنهارابه صورت عقده های روانی روی هم انباشته کنند.همچنین احترام متقابل به معنای انتقاد نکردن از یکدیگرنیست. گاهی لازم است زن و شوهر آشکارا از رفتار نامناسب یکدیگر انتقاد کنند.ولی باید ازتندخویی بپرهیزند تا انتقاد آنان بی اثر وبی نتیجه نباشد .

) درک و فهم متقابل
درک و فهم نیز فرآیند پیچیده ای است که همسران به وسیله آن اطلاعات متقاعد کننده و توضیح دهنده ای از یکدیگر کسب می کنند . می توان به همسران آموزش داد که هنگام پیدا شدن ابهام ، عبارت ساده زیر را بیان کنند :« مطمئن نیستم که حرف هایت را به خوبی می فهمم ، می توانی بیشتر توضیح بدهی ؟» این جمله ، به ظاهر تقاضای ساده برای کسب اطلاعات بیشتر است . با وجود این ، در معنای طریف تر ، همسران در لفافه می گویند :« من به واقع تلاش میکنم که این مسئله را از دیدگاه تو ببینم .» در حقیقت ، این همه آن چیزی است که درک و فهم به آن مربوط می شود ؛ یعنی توانایی دانستن و درک هم دلآنه آنچه همسر تجربه کرده است . افزون بر این ، نوعی پذیرش تجربه نیز هست . این به آن معنا نیست که همسران ، پیوسته ، با یکدیگر موافقند ، بلکه به این معناست که آنان به چارچوب های داوری یکدیگر ، مشروعیت می بخشند .
زن و شوهر در خانواده و دو فرهنگ جداگانه پرورش یافته اند پس اندیشه ها ، سلیقه ها ، طرز تلقی ها و برداشت های متفاوتی دارند . بدین ترتیب ، در مسئله ای می تواند اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد . در این اختلاف نظرهاست که هریک ، شیوه ای را برمی گزینند و چون به توافق نمی رسند ، می گویند که همسرم مرا درک نمیکند که این سبب پیدایش انفجاری در زندگی خانوادگی است . در صورتی که اگر بکوشند یکدیگررا بشناسند و از علاقه ها و اندیشه های هم آگاه شوند ، بی گمان ، به موفقیت ها و توافق هایی دست می یابند . آنان در راه درک یکدیگر و رسیدن به تفاهم ، باید اطمینان برسند که محبوب یکدیگرند و در میانشان پیوندی حقیقی وجود دارد .

)واکنش وحساسیت مناسب
 آگاه بودن از نیازهای همسراز عناصراساسی فرایندارتباط است.برخی همسران درشناخت خواسته های همسرشان کوتاهی می کنند ودربرخی از موارد زمانی رابرای شنیدن نیازهای همسرشان اختصاص نمی دهند.همچنین زوجهایی هستند که از بیم سوءاستفاده تصمیم میگیرندبه یکدیگر حساس نباشند.در همه این موارد نتیجه نهایی یکی است.همسران در شناسایی یا ارضای نیازهای یکدیگر شکست میخورند.بنابراین ازهم دورتر ودورتر می شوند.
اگر زن وشوهربکوشند یکدیگررابهتر بشناسند سنگ بنای یک رابطه سالم وسازنده را پایه گذاری کرده اند.نبودشناخت کافی از موضوعی که با آن روبرو میشویم سرگردانی را در پی دارد وواکنش در برابر آن با ناپختگی همراه خواهد بود. رسیدن به تفاهم نیازمند شناخت طرف مقابل است تا بتوان دربرابر آن حساسیت مناسب نشان داد.همسرانیکه اندیشه ها وعلاقه ها وخواسته های همسرخودرا به خوبی می شناسند ودر موقعیت های گوناگون دربرابر آنها از خود واکنش مناسب نشان می دهند هیچگاه درروابطشان با مشکل روبرو نمیشوند وبا شناختیکه از حالتهای روحی همسر خود دارند در برابر خواسته های او واکنش مناسبی خواهند داشت.


عشق متقابل یا یک طرفه؟

در عشق واقعی، دو طرف به طور متقابل به یکدیگر احترام می گذارند. اعتماد ، همدلی، از خود گذشتگی ، درک تفاوت ها، حس خشنودی و نشاط نیز از نشانه های عشق دو طرفه هستند. در یک رابطه عشقی متعارف، دو نفر به دنبال مقصر اتفاقات نمی گردند و خبری از حسادت، اسارت و یا انتظارات بیش از اندازه نیست. اما کسی که دچار عشق یک طرفه می شود، هیچ نشانه ای از احترام متقابل نمی بیند و همواره چشم هایش را به روی عیب های معشوق خود می بندد.

دلایل و عوامل ایجاد عشق یک طرفه

۱برداشت اشتباه از رفتارهای طرف مقابل

۲تجربه ها و خاطرات تلخ گذشته

۳نداشتن ارتباطات اجتماعی کافی

۴جبران شکست عشقی گذشته

۵مشکلات عاطفی دوران کودکی

۶روش های تربیتی نادرست

۳دوست داشتن یک طرفه چه آسیب هایی ایجاد می کند؟

چه فرد علاقه اش را ابراز نکرده باشد، چه در مقابل ابراز علاقه اش، پاسخ منفی شنیده باشد، عشق یک طرفه آسیب های روحی و عاطفی زیادی را برای شخص عاشق به همراه دارد. هرچند در صورتی که معشوق او از احساسش باخبر نباشد هنوز می توان امیدوار بود که بتواند علاقه اش را بیان کند تا شاید رابطه عشقی متقابلی بین آنها صورت گیرد. ولی دوست داشتن کسی که هیچ علاقه ای به ما ندارد، سختی ها و آسیب های زیادی را به همراه دارد. بنابراین کسی که دست رد به سینه اش خورده، رنج بیشتری می برد.

آسیب های عشق یک طرفه عبارت اند از:

۱کاهش اعتماد به نفس

۲کاهش عزت نفس

۳افسردگی

۴تنفر

۵وسواس و اضطراب

۴نشانه های عشق یک طرفه چیست؟

۱بیشتر ارتباطات را شما آغاز می کنید

۲نارضایتی هر دو نفر از رابطه

۳از بودن کنار پارتنر خود احساس خوشحالی نمی کنید

۴در زمان هایی که لازم نیست، عذرخواهی می کنید

۵رفتارهای اشتباه شریک خود را توجیه می کنید

۵چگونه عشق یک طرفه را به رابطه متقابل عشقی تبدیل کنیم؟

۱صبور باشید

۲سعی کنید از نظر معشوق تان بهترین باشید

۳همیشه همراه او باشید حتی در شرایط دشوار

۴خاص و منحصر به فرد باشید و با جملات خاص به معشوق تان ابراز علاقه کنید

۷راه های مقابله با عشق یک طرفه

۱–  به خودتان حق بدهید که ناراحت شوید

۲با واقعیت روبرو شوید و به خودتان عشق بورزید

۳تنها شما نیستید که عشق یک طرفه را تجربه می کنید

۴با افراد باتجربه مشورت بگیرید و با آن ها صحبت کنید

۵- سعی کنید از شخصی که شما را طرد کرده، فاصله بگیرید۶- روی یک فعالیت غیر احساسی تمرکز کنید


روانکاوی ازدواج

تعریف ازدواج:

ازدواج وحدتی اجتماعی یا قراردادی قانونی است که باعث بوجود آمدن خویشاوندی میشود .ازدواج یا پیوند زناشویی پیوندی آیینی است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در فرهنگ ها و کشورهای مختلف برقرار میشود تا به تشکیل خانواده منجر گردد و غالباً توسط مراسم عروسی رسمی  انجام می‌شود، که به آن زناشویی هم گفته می شود. معمولاً عمل ازدواج باعث بوجود آمدن ، هنجار یا الزامات  قانونی می‌شود .

نخستین تعهد قانونی و عاطفی در زندگی

انتخاب مهم و سرنوشت ساز

یکی از مراحل و فرآیندهای رشد

سنت دیرینه اجتماعی

پدیده ای دنیوی و اخروی دارای ابعاد زیستی،عاطفی،روانی،اقتصادی،مذهبی و اجتماعی

قرارداد اجتماعی که موجب پیوند دو جنس مخالف می شود.

مهم ترین گام در زندگی

تعهد (بعد شناختی)

میل / هوس (بعد جسمانی)

صمیمیت  (بعد عاطفی)

علل ازدواج:

* عشق

  • توانایی قبول مسئولیت در زندگی
  • کسب اعتماد به نفس،مقبولیت،اثبات هویت و ارزشمندی خود،ارزش اجتماعی،تعهد و پایبندی و درک متقابل،استقلال فردی و تصمیم گیری آزدانه
  • نقش والدین
  • اهداف ازدواج

ارضای غریزه

ایجاد و بقای نسل

کامل شدن

انجام وظیفه الهی

یافتن آرامش

انواع ازدواج از دیدگاه روانشناسی:

  • عشق یکطرفه
  • عشق دوطرفه
  • ترحم
  • راهی برای فرار ازیک موقعیت
  • جبران شکست
  • رسیدن به یک خواسته
  • فشار و اصرار خانواده

ملاک های انتخاب همسر:

  • دین
  • فرهنگ
  • تحصیلات علمی
  • زیبایی
  • خانواده
  • اخلاق/شخصیت
  • سن
  • ویژگی (اقتصادی/سیاسی/اجتماعی/جسمی/جنسی)

معیارهای انتخاب همسر

  • صفات جسمی
  • صفات روانشناختی
  • ایمان و دینداری
  • خانواده
  • جنبه رشد و آگاهی
  • توانایی اقتصادی

ملاک ها و معیارهای ازدواج موفق :

 1.قبل از ازدواج هر دو نفر باید مستقل و پخته باشند.

2. هر دو نفر به همان اندازه که دیگری را دوست دارند خودشان را هم دوست بداند.

3. هر دونفر بتوانند همان گونه ازبا هم بودن لذت می برند از تنهایی هم لذت ببرند.

4. هر دو نفر در شغل و حرفه خود ثبات داشته باشند.

5. هر دو نفر بتوانند نظرات و خواسته های خود را قاطعانه بیان کنند.

6. هر دو نفر سعی کنند خود خواه نباشند و به خواسته طرف مقابل هم توجه کنند.

9 دشمن زندگی زناشویی از دیدگاه روانشناسی ازدواج:

  1. تلوزیون
  2. خانه نشینی
  3. ساعات اضافی
  4. رسیدگی به وضع ظاهر
  5. بی توجهی
  6. حسادت مفرط
  7. خانواده همسر
  8. نبود برنامه
  9. سکوت

تکنیک های همسر داری:

دآموزش همسرداری علمی ست که تمام کسانی که علاقه مند اند که رابطه ای عاشقانه و عاقلانه ای رو تجربه کنند باید بیاموزند.
با اینکه قدرت هوش و یادگیری به طور طبیعی در ما وجود داره ما برای یادگیری ریاضی ، علوم ، فیزیک میدونیم که نیازبه آموزش داریم.
اما فکر میکنیم که برای وارد شدن به زندگی مشترک نیازی به آموزش نیست.
پیش نیاز آموزش همسرداری اینه که ما بپذیریم  زندگی زناشویی یک انتخابه و این انتخاب هرگز بر روی ژن های ما برنامه ریزی نشده و ما نیاز داریم که بیاموزیم و اطلاعات لازم رو کسب کنیم.

بر روی ژن های ما انسان ها هم یکسری نیاز ها به طور طبیعی برنامه ریزی شده مثل:۱٫نیاز به بقا و زنده ماندن. ۲٫نیاز به عشق.۳٫نیاز به آزادی.۴٫نیاز به پیشرفت.۵٫نیاز به سرگرمی و تفریح

اما راه ارضا کردن این نیازها روی ژن های ما نوشته نشده اند و ما باید راه درست رو یاد بگیریمﺮﻫﯿﺰﯾﺪ  ﺗﺎ ﺷﻤﺎ  ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺷﻮد

1-ازﺧﻮاب ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﻰ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ وﺗﻼش وﮐﻮﺷﺶ ﺧﻮد رادر ﺟﻬﺖ ﻧﻈﻢو اﻧﻀﺒﺎط ﻣﻨﺰل و ﭘﻮﺷﺶ ﻣﺮد ﺑﮑﺎر ﺑﻨﺪﯾﺪ ﺗﺎ زﻧﺪﮔﻰ ﺷﻤﺎ  ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ﺷﻮد

2- از ﺗﻠﺦ روﺋﻰ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ و ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﺤﺒﺖ آﻣﯿﺰ زﻧﺪﮔﻰ را ﺷﺮوع ﮐﻨﯿﺪ، ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪ و ﺗﺒﺴﻢ ﺧﯿﻠﻰ ﮐﻢ ﻣﺎﯾﻪ اﺳﺖ وﻟﯿﮑﻦ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺑﺰرﮔﻰ ﺑﻨﺎم ﺧﻮش ﺧﻠﻘﻰ ﺷﻮﻫﺮ و ﺷﺎداﺑﻰ زﻧﺪﮔﻰ را ﺑﺎ آن ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﯿﺪ ﺧﺮﯾﺪارى ﻧﻤﺎﺋﯿﺪ.

3-از ﭼﺸﻢ و ﻫﻢ ﭼﺸﻤﻰ و ﺗﻘﺎﺿﺎى ﻏﯿﺮ ﻣﻘﺪور از ﻫﻤﺴﺮ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ ﺗﺎ ﺷﻮﻫﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﺰد ﺷﻤﺎ و اﻫﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺤﺒﻮب ﺷﺪه و ﺧﺠﺎﻟﺖ زده و اﻓﺴﺮده ﻧﮕﺮدد . 4-از ﺣﺴﺎدت و رﺷﮏ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ زﻧﺪﮔﻰ ﺧﻮد ﻗﺎﻧﻊ و از ﻫﻤﺴﺮو ﻓﺮزﻧﺪان ﺧﻮد ﻟﺬت ﺑﺒﺮﯾﺪ. ﺣﺴﻮد ﺟﺰ رﻧﺞ آﻓﺮﯾﻨﻰ ﺑﺮاى ﺧﻮد ﮐﺎرى ﻧﻤﻰ ﮐﻨﺪ5-ﺳﺎده زﯾﺴﺘﻰ و ﺳﺎﻟﻢ زﯾﺴﺘﻰ را ﺷﻌﻮر و ﺷﻌﺎر واﻗﻌﻰ ﺧﻮد ﻗﺮار داده و از ﺗﺠﻤﻞ ﮔﺮاﺋﻰ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ ﺗﺎ زﺣﻤﺖ زﻧﺪﮔﻰ را ﮐﻤﺘﺮ و زﻧﺪﮔﻰ را ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ﮐﺮده ﺑﺎﺷﯿﺪ. 6- از ﺑﺪﺑﯿﻨﻰ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮ و دﯾﮕﺮان ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ ﺗﺎ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﺰد ﺷﻤﺎ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﯾﻦ و ﻣﺤﺒﻮب ﺗﺮﯾﻦ اﻓﺮاد ﺑﺎﺷﺪ و در ﻣﻘﺎﺑﻞ، او ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ اﻋﺘﻤﺎد و اﻃﻤﯿﻨﺎن ﻧﻤﺎﯾﺪ.

7- از ﻧﻖ زدن، ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺟﻮﺋﻰ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ ﺗﺎ ﺗﻤﮑﯿﻦ، آراﻣﺶ و ﺷﺎداﺑﻰ را ﺑﻪ زﻧﺪﮔﻰ زﻧﺎﺷﻮﺋﻰ دﻋﻮت ﮐﺮده و از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ ﻫﻤﺴﺮ ﺷﻤﺎ در وﻇﺎﯾﻒ ﺧﻮﯾﺶ   ﻣﻮﻓﻖ ﺗﺮ ﺑﻮده و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮد را ﻣﺪﯾﻮن ﺷﻤﺎ ﺑﺒﯿﻨﺪ .

 8- ازﮔﻔﺘﮕﻮ ﭘﯿﺮاﻣﻮن ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﻰ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺤﻮى ارزﺷﻬﺎى ﻫﻤﺴﺮ راﺗﻀﻌﯿﻒ ﯾﺎ ﻧﺎدﯾﺪه ﻣﻰ ﮔﯿﺮد ﭘﺮﻫﯿﺰ ﻧﻤﺎﺋﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺤﯿﻂ ﮔﻔﺘﮕﻮ و ﻫﻤﻨﺸﯿﻨﻰ ﺷﻤﺎ آرام و ﺑﺪون ﺟﺪل ﺑﺎﺷﺪ.

به همسرتان توجه کنید و علاقه خود را به او با زبان ابراز دارید.

با شوهر خویش خوش رو و خوش زبان باشید.

به او نیکی کنید.

او را در رسیدگی و کمک به مادر و خانواده اش تشویق کنید.


حقایق کلیدی درباره صمیمیت :

چه زوج تعهد خود را طبق سنت مذهبی ثبت کرده باشند چه نه ، تصور اکثریت افراد از زوج بودن با مفاهیم تک همسری و یگانگی عمیق با محبوب هماهنگی دارد . حتی تعهداتی که کاملا در خارج از چارچوب های مذهبی صورت گیرد نیز اغلب مفهوم(یکی شدن دو نفر )را لاقل در جشنی که برای بزرگداشت با هم بودنشان بر پا میکنند ، مد نظر دارند .

مراقبت از صمیمیت و بهبود آن کار دشواری است :

تعداد زوج هایی که هیچ زمانی برای شناسایی،توصیف یا گفتگو درباره قردادهای رابطه شان صرف نکرده اند به طرز شگفت آوری زیاد است.سه سطح از قرار داد در رابطه وجود دارد: شفاهی/روشن،نیمه خوداگاه و ناخوداگاه .اساسا قرداد رابطه درک این مسئله است که زوج چگونه در کنار بکدیگر یک زوج خواهد بود؛ این قرادداد رئوس قوانین رابطه را مشخص می کند.بعضی از قردادها شفاهی بوده، به کلام در می اید و برای همه روشن و مشخص است.اما بسیاری از قراردادهای زوجی ناگفته و نیمه خوداگاه است؛ مثلا : (انتظار دارم زندگی جنسی فعال و لذت بخش داشته باشم ).بعضی از قراردادها کاملا ناخوداگاه هستند؛ مثال 🙁 در رابطه ما تو باید نیاز مند مبنی بر تسلط بر دیگری و مورد پرستش بودن براورده کنی .)
دور از ذهن نیست که این چنین قراردادهای نیمه ناخوداگاه یا ناخوداگاهی که باز و روشن نیستن در میان دو همسر مشترک نیست و به مشکلات جدی منجر میشود .
با گذشت زمان ممکن است لازم باشد قردادهای رابطه مرور و برای منطبق شدن با سبک زندگی و شرایط در حال تغییر سازگار شود.

موانع صمیمیت :

. یکی از عوامل مهم سبک زندگی شلوغ ما و کمبود انضباط برای (مقدم دانستن خودمان)و صرف زمان لازم برای مراقبت از صمیمیت است ؛از میائلی همچون زخم های روابط قدیمی و مشکلات فردی مرتبط با سلامت روان( همچون افسردگی و اضطراب) تا شخصیت لجباز و خرابکار خودمان همه می توامد رشد صمیمیت را متوقف کند . اراده کردن زحمت دارد .گاهی تنها زمانی میتوانیم  قصد انجام کار مثبتی را کنار نگذاریم که لازم باشد ب کسی جواب پس بدهیم ؛مثلا برای ترک سیگار،گرفتن رژیم یا… مصرف زمان و انرژی برای مراقبت از صمیمیت و بهبود آن . یک راه عالی برای حفظ این حس مسئولیت این است که یک ائتلاف باز و خاص با همسر خود تشکیل دهید و تعهد دهید که کار مشترکتان را روی صمیمیت برنامه ریزی کنید؛ اما به یاد داشته باشید که این ائتلاف باید انعطاف پذیر باشد و اگر همسرتان سهم خود را به خوبی انجام نمی دهد،در مقابل این وسوسه ک از سر دلسردی یا تلافی شما هم شما هم سهم خود را از تعهد رها کنید مقاومت کنید.

چالش مراقبت از صمیمیت:ببینید همسرتان با چه فواصلی لمس غیر جنسی را انجام می دهد.
چالش غنی سازی صمیمیت:بعد اینکه فهمیدید همسرتان چه نوع لمسی را بیشتر دوست دارد خود را متعهد کنید تا یک هفته لااقل روزی یک بار آن کار را برایش انجام دهید
چالش فعالیت انفرادی :انجام یک ماساژ ساده آرامش بخش را بیاموزید(از روی کتاب یا ویدئو)
چالش فعالیت زوجی:از انجا که ماساژ زمانی لذت بخش تر است که انتظار جبران وجود نداشته باشد، دو زمان مختلف را کنار بگذارید که همدیگر را ماساژ دهید . اگر اولین نفری که ماساژ را انجام می دهد شماهستید، در زمان دومی که کنار گذاشته اید همسرتان باید شما را ماساژ دهد
به خاطر داشته باشید که قرار نیست این ماساژ به رابطه جنسی ختم‌ شود،مگر اینکه از اول همینطور برنامه ریزی کرده باشید!
برنامه ریزی در صمیمیت : بعضی افراد برنامه ریز های بسیار خوبی هستند در حالی که عده ای بر احساسات لحظه ای خود تکیه میکنند در حالی که خودانگیختگی به خودی ایرادی ندارد ، یک برنامه خوب و مفید و بسیار کمک کننده است . من در زمان برنامه ریزی برای نوشتن این کتاب تمرین ، ابتدا فهرستی از
چالش فعالیت زوجی:با یک دیگر به کتاب فروشی بروید بر روی خرید کتابی که به نظر هر دونفرشان جالب بود توافق کنید و سپس آن را بخوانید درباره آن با یکدیگر گفت و گو کنید

زوجین خوشبخت چگونه باهم رفتار می کنند؟

به یکدیگر گوش می دهند

برای یکدیگر از هر کاری دست می کشند

از هم سپاسگزاری می کنند

به علاقه مندی هایشان اهمیت می دهند

چگونگی عملکرد زوج های خوشبخت در زندگی:

آشنایی با زندگی زوج های خوشبخت و نحوه ی بحث کردن با یکدیگر را بلدند

بابت داشته هایشان خوشحالند

از ابراز عقیده واهمه ندارند

از اتفاق های کوچک و ساده لذت می برند

از بی پولی نمی ترسند

مثبت اندیش هستند

به همدیگر ابراز علاقه می کنند

همدیگر را در آغوش می گیرند

از یکدیگر احوال پرسی می کنند

بوسه را فراموش نمی کنند

نسبت به کارای یکدیگر با گذشت هستند


تکنیک های عملی برای بهبود روابط در زوجین

زوجین وقتی مدتی با هم زندگی می کنند ، زندگی برایشان عادی و حتی تنفرآمیز می شود.

مثلاً اشتباهات جزئی که قبلاً کمی برای زوجین خوشایند نبود الان آزار دهنده می شود.

در مسیر بهبود رابطه با همسر حال دو طرف باید کاری کنند که این زندگی به روال سابق ( دوران ماه عسل ) برگردد.

در خصوص  بهبود روابط با همسر

این تکنیک زوجین باید هر چند وقت یک بار موارد لذت بخش را دوباره برای همدیگر تکرار کنند. یعنی زوجین کارها و خواسته هایی که طرف مقابلش زیاد دوست دارد را بیشتر انجام دهد. حتی ممکن است علایق طرف مقابل را همسر دوست نداشته باشد که در این حالت طرف مقابل می تواند از خواسته خودش چشم پوشی کند.

مثل تماشای دوباره یک فیلم ، زیارت رفتن ، مسافرت رفتن ، به والدین هم رسیدن و…

تکنیک تقویت دو جانبه ۵ فایده دارد :

الف) باعث همکاری بیشتر در دو طرف می شود.

ب) کارایی خود را سریع نشان می دهد.

ج) با ارائه حس کنترل بر رابطه در هر یک از زوجین ، ایجاد اعتماد در دو طرف می کند.

د) آسان است و دو طرف مجبور نیستند که مهارت جدیدی را یاد بگیرند.

خ) تغییرات خیلی بزرگی را در زندگی شکل می دهد.

تکنیک تقویت دو جانبه ۵ مرحله دارد که در ۵ هفته اتفاق می افتد  و بعد از آن ، دو طرف باید ۵ هفته آن را ادامه دهند.

مرحله اول :

 تهیه لیست موارد خشنود کننده یا لذت بخش خود و همسر

این مرحله هر چه دقیقتر عمل شود ، مراحل بعدی آسانتر خواهد بود. در این مرحله هر کدام از دو طرف باید جدا این کار را انجام دهند.

مرحله دوم :

برای بهبود روابط با همسر یکی از زوجین موارد خشنود کننده طرف مقابل را انجام می دهد بدون اینکه طرف مقابل چیزی بخواهد.

مرحله سوم :

در این مرحله یکی از زوجین موارد که طرف مقابل می خواهد را بدون کاستی انجام می دهد.

مرحله چهارم :

زوجین قراردادها را مبادله می کنند.

برای بهبود رابطه با همسر مثلاً یکی از زوجین می بیند که طرف مقابل اش که قرار بوده یکسری کارها را انجام بدهد چقدرش را انجام داده است و سپس نقص هایش را برطرف می کند.

مرحله پنجم :

هر یک از دو طرف موارد خشنود کننده طرف مقابل را انجام می دهد.

 وقتی این موارد انجام شود هر یک از زوجین به دوران نامزدی اشان بر می گردد که حاضر بود برای طرف مقابل همه کار انجام دهد. جهت بهبود رابطه با همسر این تکنیک در موارد بحرانی و تعارضی کاربرد ندارد و ابتدا روانشناس باید بحران را از بین ببرد  و بعد این تکنیک را انجام دهد.

همه می‌دانیم که روابط مثل یک ماشین، نیازمند رسیدگی هستند. اگر به طور مداوم ماشینتان را بررسی کنید و به محض بروز یک مشکل کوچک به آن برسید، از هزینه‌ها و آسیب‌های بیشتر در آینده جلوگیری کرده‌اید. گاهی در این مسیر، خودمان از پس خرابی‌ها و مشکلات برمی‌آییم و دست به کار می‌شویم، گاهی هم هرچه تلاش کنیم نمی‌شود که نمی‌شود. در این شرایط مسلما ماشین را به دست متخصص و کار را به کاردان می‌سپاریم.

جالب است که در رابطه با یک ماشین، برداشتن این قدم بسیار ساده و بدیهی به نظر می‌رسد. اما چرا وقتی حرف از رابطه یا ازدواجمان می‌شود، درخواست کمک از یک مشاور متخصص تا این حد دشوار می‌شود؟ متاسفانه بسیاری از زوج‌ها زمانی به سراغ درمان و استفاده از تکنیک های زوج درمانی می‌روند که آسیب‌ها جدی‌تر شده‌اند و ریشه‌های عمیقی در رابطه دوانده‌اند.


نقش خانواده ها در زندگی زوجین

یکی از دلایلی که باعث جدایی زوجین می شود دخالت خانواده ها در مسایل خصوصی زوجین است.

بیشتر خانواده ها طرف فرزند خود را میگیرند و این موضوع باعث جدایی و بیزاری زوجین از هم می شود.

ما در اینجا به توضیح بیشتری درباره این موضوع میپردازیم و همچنان راه حل هایی پیشنهاد میکنیم.

دلیل دخالت خانواده ها

خیلی از خانواده ها به خاطر نگرانی های مداوم خود از کودکی برای فرزندانشان نقش محافظت کننده های افراطی را ایفا می کنند. آن ها دائما دنبال ارائه رهنمودهایی برای مراقبت از فرزندانشان هستند.

این مساله اهمیت دارد که خانواده ها اجازه دهند فرزندان تا حد امکان بطور مستقل از پس مشکلات زندگی مشترک برآیند. دخالت اطرافیان در زندگی زناشویی یکی از اولین چالش‌هایی است که زوجین با آن روبرو می‌شوند. همیشه  میزانی از کنترل برای راهنمایی، تاثیرگذاری ومحدود کردن رفتار اعضای خانواده ضروری است.  .  اما خانواده ها باید بتوانند این کنترل کردن‌ها را پس از ازدواج به حداقل میزان خود کاهش دهند. در واقع زوجین نیازمند آن هستند که برای تشکیل یک هویت مستقل، مستقلا تصمیم بگیرند و برای خانواده ی جدید خود  قوانین و اصول مخصوص به خود را وضع کنند. گرچه این قواعد می توانند در راستای قواعد خانواده های اصلی وضع شوند اما مهم است که به صورت جدا از خانواده اصلی تعریف شوند.

این که شما بتوانید ارتباط صمیمانه ای با خانواده های خود برقرار کنید بسیار اهمیت دارد. در واقع داشتن روابط صمیمانه با خانواده خود پس از ازدواج تاثیر مثبتی در هویت شما خواهد داشت و از جهتی  به خاطر دریافت حمایت های مادی و عاطفی متقابل از آن ها در ارتقای وضعیت سلامت روان شما نیز بسیار موثر است.

اشتباه زوجین چیست؟

یکی از اشتباهاتی که بسیاری از زوجین آن را مرتکب می شوند،  این است که آن ها به تصور رفتار محترمانه به خانواده ها اجازه می دهند پس از ازدواج رفتارها و تصمیم هایشان را کنترل کنند. شما باید با آموختن مهارت های رفتاری این مساله را یاد بگیرید که همزمان با حفظ روابط صمیمانه و محترمانه با والدین خود، برای استقلال خانواده ای که تشکیل داده اید ارزش قائل شوید.

-حفظ حریم و مرزها و رابطه با خانواده بعد از ازدواج

یرابطه صمیمانه هرگز به معنی رعایت نکردن حریم شخصی زندگی شما و همسرتان نیست. به اشتراک گذاشتن تمام جزئیات رابطه خود با خانواده ها خودش می تواند مجوزی برای کنترل گری و مداخلات بیش از حد آن ها  باشد. اگر این مداخلات در زندگی شما صورت می گیرد و متعاقب آن رابطه بین شما و همسرتان نیز آسیب دیده است، بیشتر از تلاش برای تغییر خانواده‌ها تلاش کنید تا خودتان مرزهای خانواده خود را تعیین کنید. این گونه از اختلافات خانوادگی نیز جلوگیری کرده اد.

قابل توجه زوجین

توجه داشته باشید که شکایت خود را از همسرتان نزد خانواده تان نبرید.شما با تشکیل خانواده جدید باید بتوانید مسائل ومشکلات خود را تا حد امکان در درون آن حل کنید. قبل از شکایت و بدگویی تلاش کنید نحوه ی گفت و گو و برقراری ارتباط سالم با همسرتان را در هنگام بروز تعارض ها را بیاموزید.

برای ارتباط همسرتان با خانواده‌ی خود ارزش قائل باشید. نگذارید مشکلات گذرای شما روابط بلند مدت او با خانواده‌تان را خدشه دار کند. این گونه از احتمال برئز مشکلات با خانواده همسر نیز پیشگیری کرده اید.

اگر تحکیم ازدواج و رابطه با همسرتان برایتان اهمیت دارد، نیازمند این هستید که پس از ازدواج اولویت بندی های خود را مورد بازنگری قرار دهید.

به طور کل نحوه ارتباط شما با خانواده‌ی خود به میزان زیادی کیفیت ارتباط با همسرتان را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.

دخالت والدین در زندگی فرزندان نه تنها منحصر به زمان کودکی و نوجوانی آن هاست بلکه گاهی اوقات به دوران بزرگ سالی و حتی زندگی زناشویی آن ها نیز کشیده می شود.

در کل در زمینه بروز مشکلات اولویت مداخله با کسی است که برای زن و شوهر از جایگاه خوبی برخوردار باشد و هر دو طرف او را قبول داشته باشند. مثلا اگر هر دو، پدر داماد یا مادر عروس را قبول دارند فقط نظر او را بپرسند و اجازه دخالت را به دیگران ندهند.

نکاتی که باید همه ی زوجین باید به ان دقت داشته باشند:

فرق میان نصیحت و دخالت

برای تمایز و تشخیص بین پند و نصیحت‌های والدین و دخالت باید گفت که رابطه محترمانه‌ای که در آن مرزها رعایت شود، تعیین‌کننده است. اگر در ابتدا روابط بین زوج‌ها و خانواده‌ها محترمانه باشد آن وقت دختر و پسر تلاش والدین برای حل مسئله را به‌عنوان نصیحت و ارائه راهکار می‌پذیرند اما اگر این ارتباط محترمانه نباشد، مسلما آن را دخالت می‌بینند.

دخالت خانواده‌های پسران

علل دخالت عمده والدین در زندگی فرزندان”‹شان، حمایت مالی خانواده است که از زمان طفولیت تا هنگام ازدواج یا حتی بعد از ازدواج ادامه دارد. در واقع از نظر من یکی از نکات مهم تاثیرگذار در این مورد مسئله تحصیل و دانشگاه است. دانشگاه یک وقفه زمانی بین تولید و مفید بودن و کارایی فرد در جامعه ایجاد می‌کند.

دلایل ازدواج ناموفق یا جدایی زوجین

این چهار سوار مهاجم عبارتند از انتقاد، بی‌احترامی، جبهه‌گیری و دیوار سنگی یا سکوت که در همه فرهنگ‌ها و ملل می‌توانند تاثیرگذار باشند. البته به غیر از این موارد، ممکن است در میان ملل مختلف عوامل دیگری نیز در این موضوع دخیل باشند که فرهنگ ما نیز از آن مستثنی نیست.

حمایت یا دخالت والدین در زندگی مشترک؟!

بدون شک خانواده در شکل‌گیری شخصیت فردی نقش جایگاه بسزایی دارد. ارتباط‌های سالم و حمایت خانواده تاثیرات مثبتی در سلامت فرد و خانواده دارد اما باید دانست که این حمایت‌ها راصول و حد و مرزی دارد که فراتر رفتن از این حدود باعث از بین رفتن استقلال خانواده می‌شود.

متاسفانه بسیاری از خانواده‌ها فرق حمایت و دخالت را نمی‌دانند و به خود اجازه می‌دهند هرگونه محبت، مهربانی و دلسوزی که به نظر خودشان واقعی و به جا و ضروری است را به زبان بیاورند و نشان دهند. چنین والدینی حتی توقع دارند که در قبال این دلسوزی‌ها و مهربانی‌ها باید مورد قدردانی هم قرار گیرند! از طرفی بایدها و توقعات و انتظارات زیادی در بستر برخی خانواده‌ها وجود دارد که باعث بروز مشکلات زوج‌های جوان می‌شود.

حس مالکیت خانواده ها بعد از ازدواج

بعضی خانواده‌ها نسبت به فرزند خود احساس مالکیت دارند و حتی پس از ازدواج این احساس تملک را در خانواده فرزند خود نیز نسبت به همسر فرزندشان و حتی نوه‌هایشان دارند و به همین دلیل به خود اجازه می‌دهند در امور مختلف زندگی فرزندشان دخالت کنند.

وظیفه والدین بعد از ازدواج فرزند

والدین باید بدانند که وظیفه آنها در این حد است که فرزندی لایق و با مهارت‌های لازم تربیت کنند و در راستای رسیدن به انواع بلوغ یعنی بلوغ عاطفی، عقلی، اجتماعی و بلوغ اقتصادی و همه جوانب به فرزندشان کمک کنند. وقتی فرزندشان به این حد از رشد و کمال رسید که توانست مستقل شود با خیال راحت او را به سمت زندگی مستقل سوق داده و اجازه دهند خودش راه زندگی‌اش را انتخاب و مسیرش را طی کند. در این شرایط، والدین هم راحت‌تر هستند و لازم نیست نظارت همیشگی و دائم داشته باشند و هم فرزندان می‌توانند مستقل و خودساخته باشند.

زوجین باید چه کار کنند؟

اگر بتوانید هر کدام با خانواده تان در مورد دخالت والدین صحبت کنید بهتر است. به آن ها بگویید پدر، مادر ما اکنون زندگی مشترک خود را داریم. به نظر شما و مشاوره هایی که به ما می دهید احترام می گذاریم ولی چرا اجازه نمی دهید ما خودمان اشتباهاتمان را به عنوان یک تجربه استفاده کنیم و زندگی خود را بهتر کنیم. چرا دوست دارید در مسائل کوچک زندگی ما دخالت کنید؟

حواستان به این موضوع باشد که دخالت والدین ممکن است یک عادت باشد که در افراد سالمند که به صورت مادام العمر این کار را انجام داده اند، سخت است این عادت را ترک کنند. از این رو سعی کنید شما نادیده بگیرید و خود و همسرتان در این مورد با هم صحبت کنید که فقط این سخنان را بشنوید و ناراحت نشوید.


مهمترین اصول ارتباطی میان همسران:

1) احترام وتکریم یکدیگر
2)چشم پوشی از خطاها
3)عذرخواهی هنگام اشتباه
4)برخوردمنطقی
5) ایثاروفداکاری
احترام وتکریم یکدیگر
مهترین شیوه برای جلوگیری ازپیدایش درگیریها میان زن وشوهرتحکیم روابط آنان است.تکریم همدیگر طرفین را به یکدیگرعلاقه مند میکند.حرمت گذاردن به هم یک حسن است وهرزن ومرد باید نکات مثبت زندگی همسر خودرا بیاید واو را برای آن نکات مثبت تکریم کند.اگرنیاز طبیعی تکریم شخصیت هرفرد درخانواده تامین شود احساس آرامش واعتمادبه نفس میکند،توانایی های خود را به کارمیبندد وبا دلگرمی وامید به موفقیت وکسب رضایت دیگراعضای خانواده درمسیرزندگی قدم بر میدارد.همچنین به خانواده،همسر ودیگر مردم خوش بین میشود وآنان قدرشناس وقابل اعتماد میشناسد واز همکاری با افرادی که قدر اورامیدانند وشخصیتش را گرامی میدارند،هراسی ندارد.
چشم پوشی از خطاها
عیب جویی،گل دوستی ومحبت راپژمرده میکند وعیب بینی،خارزارخشم ودشمنی را دردل می پرورد وزندگی خانوادگی را به تلخی وجدایی میکشاند.درعین حال،دستورزندگی،صبروشکیبایی دربرابر مشکلات وگذشت وفداکاری برای ادامه حیات به ویژه به هنگام رفتار نابخردمندانه همسر،این گذشت ونادیده گرفتن،برای فردضروری است؛زیرا بیتابی در برابراین امور،سبب شکست در زندگی میشود.
زن وشوهر،بایدتوجه کنند که انسانها به آسانی وبه سرعت نمیتواند به خطاها واشتباه های خود پی ببرد،بلکه باید با شیوه ای بسیارلطیف وبا روشی بسیار ملایم ودقیق،او را به قله ی آگاهی رسانیعذرخواهی هنگام اشتباه
عذرخواهی به دلیل اشتباهی که از انسان سرزده است ، محبت، مودت وصمیمیت را پدید می آورد. درزندگی زناشویی ، طبیعی است که گاه شوهر دچارخطایی شود وزن را رنجور و افسرده کند . با این حال،اگر به دنبال اشتباه ، عذرخواهی و پوزش نباشد ، اثر ناگوار آن برای همیشه در روح وروان طرف مقابل به جا میماند؛زیرا او همواره همسرخطاکارش را دربرابر چشم خود میبیند وهاله ای ازنفرت ، بدبینی و کدورت در خانه آنان حکم فرما می گردد . با گفتن جمله کوتاه معذرت می خواهم همه اینها از میان می رود و حتی باعث سر بلندی و سرافرازی شخص عذر خواه در نگاه همسرش می شود و عذرخواهی کردن به هنگام خطا و اشتباه را به او هم می آموزد .

برخورد منطقی
تعادل در زندگی مشترک هنگامی به وجود می آید که روابط متقابل بر پایه های عقلانی استوار باشد . آدمی به دلیل خود دوستی ، پیوسته به منافع شخصی گرایش دارد و سیاست کسب منفعت و دفع ضرر را بر روشهای دیگر ترجیح می دهد چنین نگرشی در دوران تجرد ، تا حدودی عملی و امکان پذیر است ، ولی در زندگی مشترک ، به دلیل پیدایش روابط و مناسبات جدید ، سلیقه های شخصی زن و شوهر در تقابل با یگدیکر قرار میگیرد ؛ چون هر یک ، از دریچه منفعت شخصی به زندگی مینگرد و ترجیحات او ، از نوع نفسانی است تا عقلانی .
در چنین شرایطی ، همسرانی که اخلاق ملایم و تربیت صحیحی دارند ، می توانند به جای به کار بردن سلیقه شخصی و حاکمیت زور و قدرت در عرصه زندگی ، روشهای استوار و مطلوبی برای حل اختلاف سلیقه های خود بیابند و منطق را در زندگی شان حاکم کنند .
ایثار و فداکاری
خانه ، مرکز صفا و صمیمیت و اونس است که در عین رعایت تکلیف ، باید بر پایه ایثار و فداکاری اداره شود . در روابط همراه با ایثار ، سخنی از فخر فروشی نیست و توقع های بیش از اندازه وجود ندارد زن و شوهر در پی آن نیستند که رتبه ، مقام ، مال و زیبایی خیش را به رخ دیگری بکشند در روابط همراه با ایثار ، هر چه هست ، صفا و گذشت ، صمیمیت و اخلاص است . برخوردها ب گونه ایی است که گویی طرفین در هاله ای از قداست و نورند و زندگیشان همانند حیات فرشتگان است . یکی از جنبه های ایثار و فداکاری ، همیاری و همکاری مرد با زن در کارهای خانه است . اگر مرد می خواهد در دل همسر خود محبت به وجود آورد ، باید در خانه همکار او باشد


مهارت ارتباط با همسر:

  1.            1.از همسرت تعریف کن:
  2. وقتی در مورد ویژگی های خوب او صحبت میکنی،دقیقا همان هارا در رفتار او مشاهده کنی و وقتی از ویژگی های بد اوصحبت کنی،بازهم دقیقا همان هارا از او خواهی دید،پس از همسرت تعریف کن و به او بگو:
  3. {تو خیلی زیبایی،خیلی مهربانی،وخیلی خوشحالم که تو را در زندگی ام دارم.من به تو احترام میگذارم،تورا تحسین میکنم ومشتاقم که بقیه عمرم راباتوبگذرانم}

از هرفرصتی برای تعریف کردن از همسرخود استفاده کنید.باید دنبال بهترین ویژگی ها در یکدیگر باشید.

2.تعارض ها را حل کن:

  • یک حقیقت در ازدواج این است که هیچ دو انسانی نمی توانند به طورصد درصد باهم سازگارباشند.باید یادبگیری تاجایی که میتوانی تعارض ها را حل کنی.
  • به این معنی که ممکن است مجبورباشی مواقعی فداکاری کنی.ممکن است مجبورباشی گاهی اوقات از یکسری چیز هاچشم پوشی کنی وبرای تدوام رابطه ات باید مشتاق مصالحه بایکدیگر باشید.حل تعارض یک مهارت است،و میتوانی آن را یاد بگیری.

3.او را ببخش:

  • یک روش دیگر برای بهبود روابط همسر این است که در بخشیدن ،پیشروباشیم.

4.به نقاط قوت همسرت توجه کن:

  • باید روش خودت راتغییردهی،تصمیم بگیر که از امروز به خاطر نقاط قوت همسرت از اوسپاسگزار باشی ونقاط ضعف اورا بی اهمیت جلوه بدهی.
  • این کار دوفایده دارد:
  • 1.ازدواج تان پر از آرامش،اتحاد وعشق می شود.
  • 2.خداوند رابطه تان راعمیق ترمی کند.

5.مراقب تن صدایت باش:

  • وقتی داری باهمسرت صحبت میکنی،مراقب حرف هایی که به او می زنی باش،مراقب باش تا صدایت را برای او بالا نبری.
  • *آیاهمیشه داری از او گله وشکایت می کنی و به او می گویی که چه کارهایی رادرست انجام نمی دهد؟
  • *یا همیشه داری اورا تشویق می کنی وباعث رشد او می شوی؟
  • دقت کن به این دومورد وتاجایی که میتوانی مورد دوم را انجام بده،یعنی او راتشویق کن و به او اعتماد به نفس بده تا باعث رشد او ودر نتیجه باعث رشد خودت شوی.
  • حرف هایی که به او می زنید نیازی نیست حتما شاعرانه وفلسفی باشند،خیلی ساده اما صادقانه میتوانید به او بگویید:
  • «تو یک مادرعالی برای بچه هایمان وهمچنین یک همسرعالی برای من هستی.خوشحالم که تورا دارم.»
  • 6.عصبانیت خود را کنترل کنید:
  • زمانی پیش می آِید که عصبانی می شویم.عصبانیت یک احساسی هست که خدا در وجود ما قرار داده است.اما ما میتوانیم آن راکنترل کنیم ومجبورنیستیم منفجرشویم و هرچه از دهنمان درمی آید به همسرمان بگوییم ورابطه مان راخدشه دارکنیم.
  • دراینگونه مواقع یک قدم به عقب برگردید،تمرکز کنید و درمورد حرفی که میخواهید بزنید ابتدا فکر کنید.

7.پرتوقع نباش:

  • در ازدواج چه مرد وچه زن نمی تواند صد درصد نیازهای طرف مقابل را برطرف کند.هرشخص معمولا فقط80درصد نیاز های طرف مقابل را میتواند برطرف کند.
  • برای همین نباید توقع خود را بالا ببریم وبرای آن 20درصدی که نمی تواند به ما بدهد ازاو ناراحت شویم.بسیارعالی است که از این موضوع آگاه باشیم.

8.تنش ها را کاهش دهید:

  • تنش های زیادی که در خانه مان هست یا فشارهای زیادی که در روابط مان هست .باعث به وجود آمدن همه آنها خودمان هستیم.اگر کمی از طرف مقابل مان نفوذ بپذیرم،می توانیم جلوی این فشاروتنش رابگیریم.
  • مثلا وقتی همسرتان پس از یک روز کاری طولانی به خانه می آید،یک ساعت در ترافیک بوده وبا مسائل زیادی سروکله زده است،وقتی به خانه می رسد واقعا وقت مناسبی نیست که به او بگوییم ماشین ظرف شویی خراب شده یا اینکه مادرم آمده دوماه اینجا بماند.
  • لطفا حواستان باشد و این مسائل را در زمان مناسبی به همسرتان بگویید.زمان بندی همه چیزاست.
  • *شما ممکن است حرف درستی زده باشید اما چون در زمان نامناسبی گفتید،به خواسته تان نمی رسید.
  • با زمان بندی مناسب برای بیان یک سری مسائل می توانید به راحتی تنش ها را بین خودتان کم کنید.

9.به او ابراز علاقه کنید:

  • خیلی مهم است که مرد بتواند درک کند حرف های اش تاثیر خیلی زیادی روی زندگی همسرش دارد.او باید با حرف هایی که می زند حال او راخوب کند.
  • زن می خواهد زندگی اش را وقف  عشق واهمیت دادن به شوهرش بکند.می خواهد با او وارد یک زندگی مشترک شود.می خواهد یک خانواده با او بسازد.می خواهد بچه های او را بزرگ کند.
  • اگر مرد همیشه دنبال اشتباهات زن باشد و همیشه اورا سرکوب کند.با هزاران مشکل ترسناک در ازدواج اش مواجه خواهد شد.
  • علاوه برآن،این روز ها خیلی از خانم ها،افسرده هستند و از نظر روحی احساس ضعف می کنند،چون همسران عزیزشان قادر نیستند مکالماتی با آنها برقرار کنند که احساس خوبی به آنها بدهد.
  • یکی از مشکلات اساسی بین خانم های متاهل این واقعیت است که خیلی از آنها احساس کمبود لیاقت می کنند ممهم ترین دلیل این کمبود هم آن است که همسرشان خواسته یا ناخواسته به آنها ابراز علاقه نشان نمی دهد.

10.شنونده خوبی باشید:

  • راه دیگری برای بهبود روابط با همسر این است که شنونده خوبی باشیم .وقتی همسرت باتو صحبت میکند،کاملاباید به او توجه کنی،به چشم هایش نگاه کنی واشتیاقت رانسبت به حرف هایش نشان دهی.
  • درحالت کلی وقتی کسی دارد باشما حرف میزند وشما داری سعی میکنی که کامپیوتر یا تلویزیون را روشن کنی یاباچیز دیگری سرت را گرم کنی ،در واقع داری یک پیام اشتباه به او میدهی.
  • *یادبگیر هرکاری که داری انجام میدهی را متوقف کن،چند دقیقه مکث کن وتوجه کامل خودت را به آن شخص معطوف کن.

11.همسرتان را بهتربشناسید:

  • شما باید مرد یا زنی را که خدا به عنوان همسر وارد زندگی شما می کند،بهتر بشناسید.مثلا:
  • *ببینید که آنها از چه چیزهایی خوششان می آید یا خوششان نمی آید؟
  • *چه چیزی آنها را ناراحت می کند؟

*چه چیزی آنها را خوشحال میکند؟


عوامل موثردرایجادروابط سالم
1)شناخت حقوق متقابل
2)شناخت نیازهای همسر
3)همسویی بینش ها وباورهای مذهبی
4)هم آهنگی دیدگاه های سیاسی وفرهنگی واجتماعی
5)همانندسازی زن وشوهر بایکدیگر
6)گفت و گوهای متقابل بیان احساسات
7)ارضای نیازجنسی
8)کسب مهارت در حل مشکلات
9)کمک گرفتن از مراکز وافراد با تجربه وخیرخواه
10)هماهنگ کردن خودبا شرایط زندگی
11)تنظیم رابطه صحیح میان دو خانواده

که یک مورد را تحلیل میکنیم:
شناخت حقوق متقابل
اگر انسان همسر خویش را امانتی الهی بداند وبا رعایت حقوق او زمینه آرامش وامنیت فکری و ورحی وروانی رادرمنزل پدید آورد همسراو هم میتواند با نیروی کامل وافکاری سالم و روحیه ای پرنشاط وظیفه همسری را به جا آورد و محیطی آرمانی برای تکامل یکدیگر وپرورش ورشد نسلی پاک فراهم کند.
انواع حقوق متقابل
یک:حقوق مشترک زن وشوهر
الف:سکونت مشترک”این حق مرد است که شب هنگامی که به منزل می آید حظور همسرخودرا در خانه احساس کندوهمچنین زن حق دارد که درمنزلی زندگی کند که شوهر درآنجا آرامش پیدا میکند.
ب:هم خوابی”این تنها حقوق مشترک برای زن وشوهراست که سایه ی پیمان مشروع روابط آمیزشی با هم داشته باشند که هدف آن هم ارضای غریزه وهم تولید نسل است.
پ:تکمیل وتکامل”زن وشوهر باید زمینه رشد مادی ومعنوی یکدیگر را فراهم کنند


روانکاوی ازدواج

تعریف ازدواج:

ازدواج وحدتی اجتماعی یا قراردادی قانونی است که باعث بوجود آمدن خویشاوندی میشود .ازدواج یا پیوند زناشویی پیوندی آیینی است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در فرهنگ ها و کشورهای مختلف برقرار میشود تا به تشکیل خانواده منجر گردد و غالباً توسط مراسم عروسی رسمی  انجام می‌شود، که به آن زناشویی هم گفته می شود. معمولاً عمل ازدواج باعث بوجود آمدن ، هنجار یا الزامات  قانونی می‌شود .

نخستین تعهد قانونی و عاطفی در زندگی

انتخاب مهم و سرنوشت ساز

یکی از مراحل و فرآیندهای رشد

سنت دیرینه اجتماعی

پدیده ای دنیوی و اخروی دارای ابعاد زیستی،عاطفی،روانی،اقتصادی،مذهبی و اجتماعی

قرارداد اجتماعی که موجب پیوند دو جنس مخالف می شود.

مهم ترین گام در زندگی

تعهد (بعد شناختی)

میل / هوس (بعد جسمانی)

صمیمیت  (بعد عاطفی)

علل ازدواج:

* عشق

  • توانایی قبول مسئولیت در زندگی
  • کسب اعتماد به نفس،مقبولیت،اثبات هویت و ارزشمندی خود،ارزش اجتماعی،تعهد و پایبندی و درک متقابل،استقلال فردی و تصمیم گیری آزدانه
  • نقش والدین
  • اهداف ازدواج

ارضای غریزه

ایجاد و بقای نسل

کامل شدن

انجام وظیفه الهی

یافتن آرامش

انواع ازدواج از دیدگاه روانشناسی:

  • عشق یکطرفه
  • عشق دوطرفه
  • ترحم
  • راهی برای فرار ازیک موقعیت
  • جبران شکست
  • رسیدن به یک خواسته
  • فشار و اصرار خانواده

ملاک های انتخاب همسر:

  • دین
  • فرهنگ
  • تحصیلات علمی
  • زیبایی
  • خانواده
  • اخلاق/شخصیت
  • سن
  • ویژگی (اقتصادی/سیاسی/اجتماعی/جسمی/جنسی)

معیارهای انتخاب همسر

  • صفات جسمی
  • صفات روانشناختی
  • ایمان و دینداری
  • خانواده
  • جنبه رشد و آگاهی
  • توانایی اقتصادی

ملاک ها و معیارهای ازدواج موفق :

 1.قبل از ازدواج هر دو نفر باید مستقل و پخته باشند.

2. هر دو نفر به همان اندازه که دیگری را دوست دارند خودشان را هم دوست بداند.

3. هر دونفر بتوانند همان گونه ازبا هم بودن لذت می برند از تنهایی هم لذت ببرند.

4. هر دو نفر در شغل و حرفه خود ثبات داشته باشند.

5. هر دو نفر بتوانند نظرات و خواسته های خود را قاطعانه بیان کنند.

6. هر دو نفر سعی کنند خود خواه نباشند و به خواسته طرف مقابل هم توجه کنند.

9 دشمن زندگی زناشویی از دیدگاه روانشناسی ازدواج:

  1. تلوزیون
  2. خانه نشینی
  3. ساعات اضافی
  4. رسیدگی به وضع ظاهر
  5. بی توجهی
  6. حسادت مفرط
  7. خانواده همسر
  8. نبود برنامه
  9. سکوت

شفقت با خود بسیاری از ما به راحتی از اشتباه دیگران میگذریم اما بخاطر اشتباهات جزئی، خود را مجازات و سرزنش میکنیم. استفاده از کلماتی مانند زشت، ترسو، احمق، دست و پا چلفتی برای برچسب زدن به خودمان غریب نیست. اغلب این واژگان و عبارت ها توسط مراقبین اصلی مان در دوران کودکی تکرار شده است. به زودی این گفتار درونی شده و تبدیل به خودگویی تحقیرآمیز شده است. هرچقدر در دوران کودکی سرزنش و قضاوت بیشتری تجربه کرده باشیم احتمالا اکنون با خود نامهربان تر هستیم. گاهی این خودسرزنشگری ها بسیار واضح است و گاهی هم بسیار ظریف نمایان میشود. مانند زمان هایی که احساس ناکافی بودن یا نا کامل بودن داریم و یا ترس از اشتباه یا ترس از قضاوت دیگران را تجربه میکنیم. میتوان میان این ناملایمتی ها، جنبه درونی مشفقانه خود را تجربه کنیم و از او برای درک بهتر خودمان کمک بگیریم. شفقت به خود شامل تصدیق خود و پاسخ دادن مهربانانه به خود است. در واقع شفقت به خود به معنای این است که با همان ملایمت، مراقبت و مهربانی با خود رفتار کنیم که وقتی کسی که دوستش داریم همان درد را میکشد به او ابراز میکنیم. وقتی از عمق جان بخواهیم و تلاش کنیم که نسبت به خودمان یاری بخش، حمایتگر، مهربان و پذیرا باشیم، میتوانیم این کار را انجام دهیم. شفقت به خود به ما کمک میکند ناراحتی خود را بهتر تحمل کنیم، کنترل بیشتری روی رفتار و مسیر زندگی خود داشته باشیم. عدم شفقت به خود عمیق و ریشه دار است و برای بازیابی آن نیازمند کمک و همراهی درمانگر حرفه ای هستیم. اما با چند تمرین کوتاه میتوان برای چند لحظه شفقت به خود را تجربه کرد. تمرین اول: فرصتی برای شفقت به خود بهترین زمان تمرین وقتی است که شما احساس تنش و استرس دارید، مثلا زمانی که در ترافیک گیر افتاده افتاده اید یا دارید با فردی بحث میکنید یا زمانی که احساس درد جسمانی دارید. در این مواقع این کارها را انجام دهید: 1. دستتان را روی قلبتان بگذارید یا خودتان را بغل کنید 2. به طور عمیق نفس بکشید 3. به خودتان با مهربانی بگویید: • این لحظه سخت و دردناک است • درد و رنج بخشی از زندگی ست • آرزو میکنم خودم را همان طور که هستم بپذیرم (آرزو میکنم در امنیت باشم، آرزو میکنم از خودم مراقبت کنم، آرزو میکنم شرایط زندگی ام را بپذیرم، آرزو میکنم خودم را ببخشم). تمرین دوم: با یک دوست چگونه رفتار میکنید؟ 1. اول به مواقعی فکر کنید که یک دوست صمیمی احساس بسیار بدی به خودش دارد و دچار کشمکش درونی شدیدی است. در این شرایط چطور با دوست خود رفتار میکنید؟ به او چه میگویید؟ 2. حالا به زمان هایی فکر کنید که در مورد خودتان احساس بدی دارید یا درحال کشمکش با خودتان هستید. معمولا در این شرایط چگونه با خودتان رفتار میکنید؟ به لحن صدای خود هنگام صحبت با خودتان دقت کنید. 3. آیا متوجه تفاوت شدید؟ اگر بله از خودتان بپرسید چرا این تفاوت وجود دارد؟ چه عواملی باعث این تفاوت میشود؟ 4. اگر به هنگام رنج کشیدن، با خودتان مانند دوستتان رفتار کنید، اوضاع چه تغییری میکند؟ (شفقت به خود را میتوان از درون تولید کرد و به سوی خود هدایت کرد) باتوجه به آنکه خودسرزنشگری در طولانی مدت منجر به اضطراب، افسردگی و ناکامی های پیاپی میشود،درمان این امر بسیار مهم و حائز اهمیت است. “زیباترین انسان هایی که تا کنون شناخته ام آن هایی بودند که شکست خورده بودند، رنج می کشیدند، دچار فقدان شده بودند و با این حال راه خود را از اعماق درد و رنج گشودند و بیرون آمدند. این افرادی حسی از قدردانی، حساسیت و فهم زندگی داشتند که آنها را پر از شفقت، ملایمت و توجه عمیق عاشقانه می کرد. زیبایی این افراد اتفاقی نبود” دکتر سونه قناعت. متخصص روانشناسی بالینی. درمانگر اختلالات هیجانی

نشانه‌های حسادت در کودکان و بزرگسالان چیست؟ در سنین پایین وقتی فرزندتان با دیگران بازی می‌کند، امکان تشخیص حسادت در او وجود دارد. کودک حسود این حس خود را با کتک‌زدن و آزار دیگران در قالب بازی ابراز می‌کند. حسادت در بزرگسالان بیشتر به‌چشم می‌آید. زیرا بزرگ‌ترها بیشتر در این‌باره حرف می‌زنند و مایلند بر سر راه موفقیت شخصی که به او حسادت می‌کنند، سنگ بیندازند. کدام اشتباهات والدین باعث ایجاد حسادت در کودکان می‌شود؟ برخی رفتارهای والدین موجب شعله‌ورشدن آتش حسادت در کودک می‌شود. اشتباهات والدین بعضا محرکی قوی برای این موضوع است. در ادامه، نمونه‌ای از این اشتباهات مطرح شده است: ۱. لوس‌کردن کودک اگر بیش از اندازه فرزند خود را نازپرورده بار بیاورید امکان ایجاد حسادت را در او افزایش می‌دهید، به‌طوری‌که احساس می‌کند بی‌رقیب است و همه چیز متعلق به شخص اوست؛ بنابراین وقتی با کودک جدیدی از اطرافیان رو‌به‌رو می‌شود یا فرزند جدیدی به خانواده اضافه می‌شود، احساس ناامنی می‌کند و رقیب تازه را علت این ناامنی برمی‌شمارد. در چنین شرایطی امکان ابتلای کودک به افسردگی وجود دارد. وقتی کودک به خواسته‌های خود دست نمی‌یابد، احساس حقارت می‌کند و این احساس در مراحل رشد با او همراه خواهد بود. ۲. مراقبت و رسیدگی بیش‌ازحد یکی دیگر از رفتارهای اشتباه والدین که به حسادت در کودکان منجر می‌شود، مراقبت و رسیدگی بیش‌ازحد است. مراقبت و رسیدگی زیاد همیشگی نیست و بالأخره روزی می‌رسد که فرزندتان به‌طریقی باید وارد جامعه بشود و دیگر خبری از مراقبت و رسیدگی نخواهد بود. فرزندتان به‌تنهایی وارد محیطی می‌شود که به‌زعم او وحشی و بی‌‌رحم است. در این حالت او تنها، منزوی و خجالتی می‌شود و وقتی کودک دیگری را می‌بیند که این ضعف‌ها را ندارد، احساس حسادت در او شکل می‌گیرد. ۳. رفتارهای استبدادگونه والدین کنترل بیش‌ازحد نیز یکی دیگر از اشتباهات بزرگ والدین است که باعث حسادت در کودکان می‌شود. وضع قوانین و مقرراتِ سفت‌وسخت در خانه بدون ذکر دلایل و علت‌های چنین محدودیت‌هایی باعث شعله‌ورشدن حسادت می‌شود. زیرا در چنین محیطی فرزندی با اعتماد به نفس پایین رشد خواهد کرد و نسبت به سایر هم‌سالان خود احساس بی‌ارزشی می‌کند. در نهایت این احساسات منفی باعث بروز حسادت خواهد شد. ۴. مقایسه با دیگران یکی از مهلک‌ترین اشتباهات والدین، مقایسه‌کردن فرزند خود با دیگران است. مقایسه کار بسیار نابخردانه‌ای است. هیچ‌گاه نباید فرزند خود را با دیگران مقایسه کنید. مقایسه فقط و فقط موجب شکل‌گیری حسادت در دل کوچک فرزندتان می‌شود و نتیجه‌ی آن رقابت‌جویی کاذب و کاهش اعتماد به نفس در کودکان است. ۵. ایجاد رقابت ناسالم وادارکردن کودک به انجام کارهایی که دیگر هم‌سن‌و‌سالانش انجام می‌دهند و مقایسه نتایج باعث ایجاد رقابت ناسالم می‌شود. باید در نظر داشته باشید که استعداد و توانایی افراد با یکدیگر متفاوت است. مثلا اگر کودک خود را در زمینه‌ی ورزشی با کودک دیگری که استعداد بیشتری دارد مقایسه کنید، حس حسادت ناشی از رقابت بی‌مورد را در دل او خواهید انداخت. ۶. ترتیب تولد فرزندان گاهی‌اوقات ترتیب تولد فرزندان در میزان توجهی که از والدین دریافت می‌کنند، نقش مهمی دارد. مثلا وقتی پس از اولین فرزند، کودک جدیدی به خانواده اضافه می‌شود، فرزند بزرگ‌تر احساس می‌کند توجه بیشتر والدین به کودک جدید باعث تغییر موقعیت او می‌شود.

 

7 جمله مخربی که هر پدر و مادری به نوجوانش می گوید اشاره می کنیم

همه والدین به فرزندان خود در هر مرحله ای از زندگی شان چه کودکی، چه نوجوانی و چه جوانی عشق می ورزند اما بیشتر ما با این موضوع موافق هستیم که برخورد و رفتار با فرزندان در دوران بلوغ، مشکل تر از هر دوره دیگری است. در طول این دوران، بسیاری از والدین در یک دام گرفتار و اشتباهات متداولی را در پرورش و آموزش فرزندان شان مرتکب می شوند. در ادامه هفت مورد از مخرب ترین عبارت هایی را که نباید در برخورد با نوجوانان به کار ببرید، گردآوری کرده ایم.

بزرگ تر که شدی، می فهمی

نوجوان شما در میانه راه قرار دارد و وقتی شما این عبارت را به کار می برید، او می فهمد که هنوز کوچک است و شما او را نادان فرض می کنید. شاید شما چنین قصدی نداشته باشید اما باید با خودتان فکر کنید که اگر نوجوان تان آن قدر بزرگ شده است که بتواند درباره رشته تحصیلی خود در دانشگاه تصمیم بگیرد یا به انتخاب فوق برنامه های خاصی بپردازد، پس حتما می تواند درباره یک موضوع خاص هم ایده خاصی داشته باشد. صرف این که ایده نوجوانان مبتنی بر تجربیات زیادی نیست یا با ایده والدین شان تطابق ندارد به این معنی نیست که آن ها درک درستی ندارند یا به بلوغ فکری نرسیده اند بلکه فقط به این معنی است که با والدین شان تفاوت دارند و این هیچ ایرادی ندارد. بنابراین به جای به کار بردن این جمله، درباره تجربیاتی که شما را به نقطه نظر خاصی رسانده اند با نوجوان تان صحبت کنید و با چند سوال چالش برانگیز درباره چگونگی برخورد با موقعیت های خاص، توانایی تفکر و آمادگی او را برای زندگی افزایش دهید.

وقتی من به سن تو بودم، هیچ وقت

این عبارت با واقعیت فاصله زیادی دارد و درکی که نوجوان شما از آن دارد، این است که شما در سال های نوجوانی، دختر یا پسر کاملی بوده اید اما واقعیت چیز دیگری است. صرف نظر از این که شما از دید خودتان چقدر کامل بوده اید، بدون شک اشتباهاتی داشته اید. شاید شما تصمیم گرفته باشید اشتباهات تان را فراموش یا از درمیان گذاشتن آن ها با فرزندتان خودداری کنید تا او اشتباهات شما را تکرار نکند اما چیزی که یک نوجوان بیشتر از هر چیزی به آن احتیاج دارد یک الگوست، کسی که در گذشته اشتباه کرده است و می توان با او همانند پنداری کرد. گاهی اوقات این که والدین کاملی برای فرزندتان باشید چیزی نیست که او لزوما به آن نیاز داشته باشد.

چیزی هست که به من نمیگی؟

بسیاری از ما قبول داریم این که بدانیم نوجوان مان چه می کند و وقتش را چگونه و با چه کسانی سپری می کند، کار خوبی است. مشکل این جاست که پرسیدن سوال هایی درباره این موضوعات به ویژه زمانی که فرزند شما نمی خواهد درباره کاری که انجام داده با شما صحبت کند، نوعی تجسس و تفتیش به نظر می رسد. واقعیت این است که میان نگران بودن برای فرزندتان و سعی برای سر درآوردن از رازهایی که او اصلا ندارد، مرز بسیار باریکی وجود دارد. این که حرف نوجوان تان را قبول کنید، بسیار اهمیت دارد و اگر نمی توانید حرف او را باور کنید مشکل، نبود اعتماد میان شما و فرزندتان است که بیشتر از سوی شماست و باید آن را حل کنید.

چرا نمی توانی مثل خواهر/برادرت باشی؟

وقتی این جمله را به فرزند نوجوان تان می گویید، چیزی که او واقعا می شنود این است که به اندازه کافی خوب نیست. چنین عبارتی نوجوان را تضعیف می کند و این نگرانی را در او به وجود می آورد که نتوانسته است مطابق انتظارات والدینش زندگی کند. سعی کنید بدون استفاده از عبارت هایی که بوی مقایسه می دهند، به مشکلات موجود بپردازید.

پول که علف خرس نیست!

این جمله برای نوجوان به این معناست که چیزی که او از شما می خواهد، بسیار گران است و شما قصد خرید آن را ندارید. به جای این که این عبارت خشن و توهین آمیز را به کار ببرید، کافی است به او بگویید نمی توانید هزینه خرید چیزی را که می خواهد بپردازید. اگر قصد شما این است که اهمیت پول و مصرف عاقلانه آن را به فرزندتان بیاموزید، بدون استفاده از عبارت هایی که حاکی از منت گذاری و نگاه از بالاست، از سطحی برابر با او در این باره صحبت کنید.

چرا همه اش میری توی اتاقت؟

برای یک نوجوان کاملا طبیعی است که تمایل داشته باشد گاهی از خانواده جدا شود و به تنهایی اتاقش پناه ببرد  و برای ما هم کاملا طبیعی است که به او اجازه بدهیم کمی استقلال داشته باشد. به احتمال زیاد، چیزی که شما می خواهید با این جمله به فرزندتان منتقل کنید، این است که دل تان برای او تنگ شده و دوست دارید زمان را با او سپری کنید. پس بهتر است این معنا را مستقیما به او بگویید. جمله ای که شما به کار می برید، بیشتر او را در لاک تنهایی اش فرو خواهد برد.

چون من که پدر/مادرت هستم میگم

اگر به عنوان والدین یک نوجوان با خودمان صادق باشیم، تایید می کنیم که خود ما هم دوست نداریم چنین چیزی را بشنویم. این جمله استدلال بسیار ضعیفی دارد. وقتی این جمله را به یک نوجوان می گویید، او فکر می کند که شما دلیل واقعی برای تصمیم تان ندارید یا صرفا نمی خواهید روند افکارتان را برای او توضیح دهید. اگر این جمله را به این دلیل می گویید که نمی خواهید اجازه انجام کاری را به او بدهید، به جای به کار بردن آن، برایش توضیح دهید که چرا به او اجازه نمی دهید. اگر دلایل تان را به خوبی توضیح بدهید دیگر جایی برای بحث باقی نخواهد ماند.

اگر فرزند دبیرستانی شما افت تحصیلی داشته بخوانید

شاید این اتفاق برای شما افتاده باشد که فرزندتان در اکثر دروس نمرات کم و یا خیلی بدی را کسب کنند و این مشکل می تواند برای شما کمی ترسناک باشد و با فهمیدن این موضوع شاید برخی رفتارهای شما دگرگون شوند و کمی جدی تر بافرزندتان برخورد نمایید تا بتواند نمرات کم خود را جبران نماید .افت تحصیلی دبیرستان دانش آموزان دبیرستانی زمانیکه در یک درس افت می کنند ، جبران این افت بسیار سخت است . همچنین پس از کم شدن نمرات چه برای یک درس و چه برای چند درس ، ممکن است که دانش آموز کاملا تسلیم شود. شاید پس از مشاهده این وضعیت به این موضوع فکر کنید که چگونه می توانید این مشکل را حل کنید و ما در این مقاله از تبیان تعدادی راه حل را به شما معرفی و پیشنهاد می کنیم و می توانید با انجام کامل آنها در پیشرفت فرزندتان کمک کنید.


چگونه به فرزندان دبیرستانی مان که نمره کمی می گیرند و افت تحصیلی دارند کمک کنیم ؟


شناسایی مشکل و علت افت تحصیلی دبیرستان
اگر فرزند شما با افت نمرات رو در رو شده است و می خواهید این مشکل را حل کنید ، در وهله اول باید مشکل را شناسایی کنید و برای شناسایی مشکل می توانید با فرزندتان گفت و گو کنید و مشکل اصلی را از او بپرسید . اگر فرزندتان مشکلی داشته باشد ، ممکن است که بطور کامل انگیزه اش را از دست دهد و از دیگر دوستانش کامل عقب می ماند .
بنابراین با فرزندتان با لحنی دوستانه حرف بزنید و از او بپرسید که مشکلی که باعث افت او شده است چیست ؟!
آیا معلمانش سخت گیر هستند ؟!گاهی اوقات ممکن است که فرزندتان به دلیل سخت گیر بودن معلمش نتواند پیشرفت کند و یا پیشرفت در آن کلاس سخت باشد .
آیا فرزند شما تکالیفش را انجام نمی دهد ؟! اگر فرزندان شما تکالیف مربوطه را انجام ندهد ، احتمال عدم موفقیت او در آن درس زیاد است و نمی تواند در آن درس قبول شود . پس پی گیر تمارین او باشید و اگر نحوه انجام دادن آنها را بلد نباشد را به او آموزش دهید تا کاملا فراگیرد و شروع به انجام دادن آنها نماید .
آیا نمره سوالات تستی آنها کم است ؟!اگر نمرات آنها در سوالات تستی کم است ممکن است به دلیل استرس و اضطراب آنها در این امتحانات باشد و همچنین ممکن است در نحوه تست زدن مشکل داشته باشند .
آیا فرزند شما تعداد جلسات زیادی غیبت داشته است ؟!اگر فرزند شما به علت بیماری یا مسائل دیگر از مدرسه غافل شود نتواند در کلاسات شرکت کند ، می تواند دلیل ضعف و افت او شود .
آیا فرزند شما تحت فشار است ؟!اگر فرزند شما به دلایلی شخصی تحت فشار باشد ، می تواند در پیشرفت او نیز موثر باشد و باید این مشکل را به هر طریقی شناسایی کنید و اجازه گسترش آن را ندهید .
آیا مشکل بهداشت روانی می تواند یک مشکل باشد ؟!مشکلات بهداشت روانی مانند افسردگی یا اضطراب اغلب می توانند باعث افت بیش از حد فرزندتان در دروس اش شوند .

بعد از بروز افت تحصیلی دانش آموز دبیرستانی با دبیر او صحبت کنید
اگرچه ممکن است که فرزند شما نخواهد که با دبیرش مکالمه ایی داشته باشید ولی برای یافتن مشکل اصلی او شاید دبیر او بتواند به شما کمک کند و تا بتوانید از مشکل اصلی او را رهایی دهید . نظر دبیر فرزندتان را همراه با نوع رفتار فرزندتان را بپرسید .
در ضمن ممکن است فرزند شما نتوانی در یادگیری دروس داشته باشد و این مشکل در سال های پایانی ممکن است درک و تشخیص داده شوند وهمچنین تحقیق کنید که آیا آزمونهای روانشناختی برای فرزندتان مناسب است یا خیر ؟!
ا
اگر با فرزندتان مشکل دارید ، آنرا حل کنید تا افت تحصیلی او در دبیرستان ادامه دار نشود
زمانیکه شما یک ایده بهتر دارید که چرا او با افت در درس هایش روبرو می شود ، با او در یک فضای ساکت و بی سر وصدا بنشینید و در مورد مشکلات حرف بزنید و آنها را حل کنید . پس از حل مشکلاتتان ، ایده های خود را در جهت بهبود و پیشرفت فرزندتان ، ارائه دهید . گاهی ایده های کوچک می توانند بزرگترین نتیجه ها را داشته باشند و نگران نباشید و ایده هایتان را کاملا ارائه دهید .
آیا او برای انجام تکالیفش وقت نمی گذارد ؟ عدم انجام تکالیف در اکثر دانش آموزان می باشد و نمی توانند اوقات فراقت خود را برنامه ریزی نمایند . برای حل این مشکل شما برای او برنامه ایی روزانه طراحی نمایید تا بتوانند هم سرگرم باشند و هم تمارین خود را حل نمایند .
آیا او در یادآوری تکالیفی که در مدرسه به او گفته می شوند ، مشکل دارد ؟ دانش آموزانی که دچار بی نظمی هستند و تکالیفشان را به یاد نمی آورند و فراموش می کنند ، باید برای حل این موضوع استراتژی هایی از جانب شما تعیین شود تا آنها بهتر تمارین خود را مدیریت و سازماندهی کنند .
آیا فرزندتان نیاز به کمک بیشتری هستند ؟ بسیاری از کودکان/نوجوانان از طلب کمک خجالت می کشند و یا ممکن است درسی که توسط دبیرش توضیح داده می شود را متوجه نشود . اگر این مشکل را احساس کردید می توانید با دبیر او مکالمه داشته باشید تا بعد از تایم مدرسه مقدار زمانی را تعیین کند و به دانش آموزان کمک کند یا همچنین می توانید او را در کلاس های مختلف جهت تقویت او در درس هایی که افت دارد ، ثبت نام کنید .

حرف آخر
اگر مشکلاتی را در فرزندانتان مشاهده کردید توصیه می شود که بایکدیگر کار کنید و برای او برنامه ایی را تعیین کنید . همچنین استراتژی هایی که انجام آنها ممکن است را به او معرفی کنید که بتواند در درس هایش ارتقا یابد و همان گونه که در بالا به آن اشاره کردیم ، می توانید برای تقویت بیشتر او را در کلاس های تابستانی و کلاس های تقویتی ثبت نام کنید تا مشکل افت آنها برطرف شود .

کلید موفقیت برای داشتن یک رابطه عاشقانه موفق

در ابتدای یک رابطه، عشق شدید و جدید است، اما بعدا مشکلاتی بوجود می آید. برای قوی بیرون آمدن از این مشکلات، خواندن و انجام این کلید ها به داشتن یک رابطه موفق کمک می کند. همیشه از موفقیت در کسب و کار شنیده اید، اما به آن میزان درباره موفقیت در روابط زیاد نشنیدید. پس چگونه می توان یک رابطه موفق داشت؟این جاده ممکن است ساده نباشد اما ارزشش را دارد. در اینجا چند راهنمایی را آورده ایم.

چگونه می توانم یک رابطه عاشقانه موفق داشته باشم؟

رابطه عاشقانه موفق

راههای داشتن یک رابطه عاشقانه موفق

زمانی که یک رابطه جدید است، همه چیز را از طریق عینک زیبایی می بینید اما در طول زمان، با زندگی روزمره و شناختن یکدیگر می تواند شما را پایین بیاورد. باور کنید یا نکنید، یک رابطه موفق چیزی نیست که تنها در فیلم ها وجود داشته باشد با این حال، شما مجبور به همکاری باهم و حرکت در یک جهت هستید. راهنمایی های این بخش از نمناک می تواند به شما کمک کند ، چه یک رابطه را تازه شروع کرده اید و یا سال هاست که با هم هستید و اکنون مشکلی دارید، این موارد ارزش نگاه کردن را دارند.

یک رابطه عاشقانه چگونه دوام می آورد

1. از وابسته شدن خودداری کنید:

طبیعی است که ابتدا خیلی وابسته و دنبال هم باشید و تمام وقت خود را با شریک زندگی خود صرف کنید. اما بعدا می تواند به وابستگی تبدیل شود:کاملا نیاز به خوشحالی دارد. مستقل بودن به این معنا نیست که شما دوست ندارید که یکدیگر را دوست داشته باشید و یا حس عاطفی از خود نشان دهید، فقط به این معنی است که درک کنید که هر یک از شما سرگرمی و تعهدات خود را دارید ؛ زیاد خوب نیست که مثل چسب به هم وصل باشید متاسفانه، با این حال، بسیاری از مردم نمی توانند از زندگی بدون شریک خود لذت ببرند – این یک اشتباه رایج است!

تداوم یک رابطه عاشقانه

6 راه برای تداوم یک رابطه عاشقانه

2. همیشه به یکدیگر احترام بگذارید:

مطالعات طولانی مدت ازدواج به ما این کلید را برای یک رابطه موفق می دهد. احترام پایه و اساس هر گونه رابطه است، و یک رابطه عاشقانه قطعا از این موضوع استثنا نیست. احترام به چه معنی است؟ خودتان را جای آنها قرار دهید، آنها را درک کنید و بپذیرید، اجازه دهید خودشان را بیان کنند، اجباری نکنید چیزی جز آنچه هستند باشند، و به آنها نپرید.

رازهای موفقیت یک رابطه عاشقانه

3. با خودخواهی خداحافظی کنید :

نیمی از یک زوج بودن به معنی است که در همه زمانی به هر دوتان فکر می کنید چرا که خودخواهی در یک رابطه موفق نیست. معنی آن چیست؟ در زمان های تصمیم گیری به جفتتان فکر کنید، نه فقط خودتان. آینده شما بستگی به این دارد. ما نمی گوییم که نباید خودتان را نادیده بگیرید، بلکه روابط جدی یعنی رسیدن به توافق برای تصمیم گیری است. شبیه یک قرارداد کاری یا هر توافقی دیگری بین دو طرف. به یاد داشته باشید که جهان در در اطراف شما نمی چرخد. دیگران هم نیازهایی دارند. خودخواهی بیشتر در رابطه شما و چند دقیقه طول می کشد تا توجه همسرتان را به خود جلب کنید و صحنه را برای صلح و شادی تغییر می دهید.

عمیق تر کردن رابطه عاشقانه

6راه تضمینی برای عمیق تر کردن رابطه عاشقانه

4. درباره همه چیز صحبت کنید:

این یکی دیگر از کلید های ارتباط موفق است. حتی اگر موضوعات سختی را که می شناسید که می تواند باعث بحث شود، اما ارزشش را دارد. بسیار مهم است که چیزی را که می خواهید و احساس می کنید رل بروز دهید، مانند شریک زندگی خودتان، و خوب است که بدانید موضوعات جنجالی و دیدگاه های متفاوتتان را مطرح کنید. زندگی همه آفتاب و گل سرخ نیست روابط دارای روحیه و جریان هستند و بنابراین گفتگو ضروری است. پنهان کردن چیزها جواب نمی دهد، زیرا پس از آن توهم رشد می کند و در نهایت ممکن است راه حل دیگری برای این مشکل وجود نداشته باشد.

صداقت و اعتمادپذیری، دو جزء اساسی برای هر رابطه موفقی است. گفتن حقیقت در تمام دوران با وجود عواقب منفی اش، با ارزش است بنابراین پیش بروید و در مورد آن چیزی که تا به حال در دل خود پنهان کرده اید صحبت کنید.

کلیدهای ماندگاری یک رابطه عاشقانه

رابطه عاطفی

عواملی که رابطه عاطفی شما را پایدار نگه می دارد

5. همه کار را با هم انجام دهید:

آیا می دانستید که به اشتراک گذاری سرگرمی با شریک زندگی خود، برای شما بسیار خوب است؟ این کار شما را از سقوط به گودال نگه می دارد، از خستگی جلوگیری می کند، و باعث صحبت کردن می شود. به علاوه، به شما کمک می کند تا به راحتی ارتباط برقرار کنید – نه از طریق یک صفحه، بلکه به چشم در چشم و فهمیدن آنچه او فکر می کند. این کار فرصتی برای حمایت از یکدیگر و کمک به دستیابی به اهداف است.

رابطه ی موفق عاشقانه

6 نشانه یک رابطه ی موفق عاشقانه

6. سایر روابط را نیز مورد توجه قرار دهید:

این بخش برای داشتن ارتباط موفق نیز مهم است ؛ همیشه تنها دو نفر بودن خوب نبست، بنابراین برنامه ریزی کنید و با هم، به دیدن خانواده بروید، دوستان جدید پیدا کنید، با افرادی که چیزهای مشترکی با شما دارند وقت بگذرانید، به قرارهای چهار نفره (دو زوجی) بروید – دایره شخصی خود را باز کنید. بودن با افراد دیگر باعث می شود که پویایی روزمره شما بهتر شود ؛ از حباب خود خارج می کند و می توانید به از دیوارها بالا بروید. این یک موضوع مکالمه عالی و راه سرگرم کننده برای گذراندن بعدازظهر پنچ شنبه یا آخر هفته خواهد بود.

چرا فرزندان ما در نوجوانی دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند؟


والدین فرزندان خود را دوست دارند و همواره خود را وقف به انجام رساندن کارهای آنها می‌کنند. با وجود این مسأله، فرزندان آنها احساس اضطراب و نگرانی می‌کنند. بنابراین باید پرسید چه چیزی وجود دارد که با نوجوانان ما سازگار و مساعد نیست؟
کودکی که سال گذشته در مدرسه بسیار مهربان، دوست داشتنیِ، دقیق، عاقل،‌ دانا و هم‌چنین دانش‌آموزی خوب و ساعی بود، امسال دیگر همان کودک و شاگرد سال گذشته نیست. انگار که تغییر کرده است. به طوری که اصلاً قابل مقایسه با گذشته نه چندان دور نیست. او یک روز خوشحال و با نشاط است اما روز بعد، بدون علتی آشکار، غمگین و افسرده به نظر می‌رسد. این در حالی است که ما والدین، نسبت به خود احساس ناسپاسی می‌کنیم ولی قصوری از جانب ما انجام نشده است که خود را سرزنش و ملامت کنیم.
بسیاری از والدین نوجوانان در این باره حرفهای پیش‌پا افتاده و عامیانه‌ای می‌زنند، اما این پرسش‌ها مطرح است که چرا همه این جوانان به محض رسیدن به سن نوجوانی و بلوغ این گونه دچار تغییر و دگرگونی می‌شوند؟ چه تغییری در همه جوانان به حالت روحی آنها با ورود به این سن رخ می‌دهد؟ بروز این حالات بی علت نیست.
● عوامل خارجی
تغییرات ا جتماعی و فرهنگی در سال‌های اخیر، داشتن حالت اضطراب و نگرانی درباره آینده و فشاری که نه تنها از جانب والدین بلکه از طرف آموزگاران در برابر رشد روزافزون و دایمی بیکاری و غیره اعمال می‌شود را زیاد کرده است.
● عوامل داخلی
نوجوانان برای عبور و گذر از دنیای کودکی به سوی عالم جوانی، مشکلاتی در مسیر راه خود احساس می‌کنند. آنها نقش و تصویر واقعی خود را گم می‌کنند و می‌خواهند اطلاعات و تازه‌های جهان را بیاموزند (به همین علت، آنها وقت زیادی را در حمام برای نگاه کردن خود در آینه می‌گذرانند و می‌آموزند که خود را بشناسند و بازیابند) در این مقطع سنی، جسم آنها سریع‌تر از مغزشان تغییر و تحول می‌یابد و نتیجه این می شود که آنها با تفاوت و اختلاف بین روان، عاطفه و احساسات زندگی می‌کنند.
به ویژه دانش‌‌آموزان مقطع راهنمایی از طریق عوامل داخلی دچار رنج و اندوه می‌شوند. به طوری که آنها بی‌قید و بی‌خیال می‌شوند و اضطراب و نگرانی به خود راه نمی‌دهند، مگر به ندرت و آن هم برای آینده بسیار دور خود. اما دانش آموزان دبیرستانی خود مشاهده می‌کنند که پایان تحصیلاتشان با پیشرفت و موفقیتی فراوان در حالی فرامی‌رسد که زمان رویارویی آنها با دنیای کار نیز نزدیک می‌شود. در این هنگام علل و عوامل خارجی، آنها را بیشتر مضطرب و متأثر می‌کند.
هر نوجوانی برای اظهار اضطراب و نگرانی خود شیوه و طریقه‌ای دارد.
این مشکلات که نوجوانان را از درون فرسوده می‌سازد، به گونه‌ای دیگر زندگی روزمره آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و زندگی شما والدین را نیز ملال‌آور و تباه می‌کند.
ولی علائم و نشانه‌های آن متفاوت است از ناراحتی‌های جسمانی (مانند درد شکم و سردردهای مفصلی و…) اختلالات و ناراحتی‌های روانی (مانند بی‌‌خوابی، اضطراب و آشفتگی، پیچ و خم دادن به خود)، مسایل و مشکلات مرتبط با خانه و… گرفته تا اختلافات رفتاری (مانند قهر و خشونت، انجام فعالیت‌های غیرقانونی و…)
دختران و پسران به طور متفاوت از یکدیگر،‌ ناراحتی‌ها و نگرانی‌های خود را نشان می‌دهند. دختران نوجوان بیشتر از درد شکم، سر و بی‌خوابی رنج می‌برند. آنها درهای خانه را به شدت به هم می‌زنند و در حالی که با کوچک‌ترین واکنش و عکس‌العمل به گریه می‌افتند، خود را در اتاق‌شان زندانی می‌کنند. اما نوجوانان پسر بیشتر به عکس‌العمل نشان دادن تمایل دارند.
آنان هیچ گونه کار و فعالیتی درمدرسه انجام نمی‌دهند و برای جلب توجه، آرامش دانش‌‌آموزان دیگر را برهم می‌زنند، آشوب و اغتشاش به راه می‌اندازند و خشن و تندخو می شوند. شما والدین در همه این موارد، از تعجب یکه می‌خورید و دیگر نمی‌دانید با فرزند خود که شما را به مشاهده این حالات و ناراحتی‌ها واداشته است، چه کنید؟


کمی به دوران گذشته خود بازگردید!
شما مدت زمان بسیار زیادی است که دوران نوجوانی خود را پشت سر گذاشته‌اید و هم‌اکنون افرادی بالغ و مطیع و والدین همراه با دلواپسی و نگرانی هستید که این وظیفه سنگین را بر دوش دارید. اخلاق و رفتار نوجوانان شما، برایتان مبهم و نامفهوم به نظر می‌رسد. اما شما روی هم رفته در دوران نوجوانی خود چگونه بودید؟ شاید غمگین و افسرده و یا ناموفق در رسیدن به استقلال و خودکفایی و یافتن شخصیت خود. چرا امروز بروز این حالت در دختر و یا پسرتان به گونه دیگری است؟ در حالی که او فرزند شماست و به شما شباهت دارد. بنابراین قبل از این که او را به اجبار و یا به میل خود برای مشورت به نزد پزشک ببرید، اطمینان حاصل کنید، آیا واقعاً آن چیزی که او به آن نیاز دارد. در آنجاست؟
اغلب اوقات والدین نوجوانان خود را تنها مانند یک دفترچه نمرات مشاهده می‌کنند. تنها موضوع گفتگوی آنها با فرزندشان در مورد مدرسه و کاری است که او در آنجا انجام می‌دهد و یا درباره آنچه او به اندازه کافی و به نحو احسن برای فارغ‌التحصیل شدن و به‌دست آوردن شغلی در آینده انجام نمی‌دهد. در این شرایط، هیچ جای تعجب نیست که صحبت و گفتگوی آنها قطع و بین آنها بحث و جدل ایجاد شود. نوجوان شما تنها یک دانش‌آموز است و مسلماً دیگر او در سنی نیست که شما او را در آغوش بگیرید و نوازش کنید. او از هیچ چیز با شما صحبت نمی‌کند، ولی به شما نیاز دارد. نیاز به این که در او اعتماد و اطمینان ایجاد کرده و به او کمک کنید تا انسان بالغی شود. خود را ملزم کنید که با فرزندانتان به طور مرتب نشستی داشته باشید، مثلاً یک شب گفتگویی با او بیرون از خانه انجام دهید و سعی کنید که مجدداً او را بشناسید. شما (والدین) به خود این جرأت را بدهید که با او از دوره نوجوانی خود و مشکلاتی که در آن زمان با آن مواجه بوده‌اید، صحبت کنید. سپس بدون اظهار نظر و داوری، به صحبت‌های فرزند خود گوش کنید و در این موقع سعی کنید، مقصود او را از آنچه می‌خواهد به شما بگوید، دریابید. در این زمان احتمالاً تنها یک سعی کوچک کافی است تا سروصداها بخوابد و همه چیز دوباره به نظم و ترتیب اولیه بازگردد.


جلوگیری از مزمن شدن اضطراب
شما به بهترین نحوه، کار و وظیفه خود را برای بهبودی ناراحتی نوجوانتان انجام داده‌اید اما با وجود همه اینها، اضطراب و نگرانی در او برای هفته‌ها و حتی ماه‌ها ادامه پیدا می‌کند. در چنین وضعی برای بردن فرزند خود به نزد پزشک درنگ نکنید. این مسأله بسیار اهمیت دارد که اضطراب و نگرانی در او مزمن و پایدار نشود. در این زمان افراد دیگری می‌توانند به نوجوانان شما کمک کنند؛ از جمله پزشک خانواده (البته در صورتی که نوجوان با پزشک توافق و تفاهم داشته باشد و به او اعتماد و اطمینان کند) که او نصیحت و راهنمایی و مشاوره‌های ویژه‌ای در خصوص دوران نوجوانی اعمال کند.
اگر نوجوان‌ها جلسه گفتگو با یک روانشناس و یا یک روانپزشک را بپذیرند، او می‌تواند به آنها کمک کند تا این دوران سخت را به پایان برسانند، دورانی که نوجوانان از مورد قضاوت قرار گرفتن می‌ترسند و جرأت نمی‌کنند درباره آن در خانواده حرفی بزنند.
طبق قاعده کلی، والدین این موضوع را می‌دانند اما قادر به تحمل آن نیستند. بنابراین دوره نوجوانی باید با همه فراز و نشیب‌ها و در به هم زدن‌هایشان سپری شود. بدین ترتیب، پس از چند ماه و یا چند سال، این لحظات ناخوشایند را اعضای خانواده فراموش خواهند کرد و روابط خانوادگی مجدد صمیمی، گرم و نزدیک خواهد شد.

اختلال شخصیت چیست؟

اختلال شخصیت نوعی اختلال روانی است که الگوی فکر، عملکرد و رفتار فرد در آن ناسالم میشود. فرد مبتلا به اختلال شخصیت برای درک و همذات پنداری با موقعیت و اشخاص به مشکل برمیخورد. این امر منجر به محدودیت و مشکلات جدی در روابط، فعالیت های اجتماعی، کار و مدرسه میشود.
گاهی ممکن است متوجه نشوید که دچار اختلال شخصیت هستید چون نحوه ی تفکر و رفتار برای خودتان طبیعی به نظر میرسد و به خاطر چالش های پیش رو دیگران را سرزنش میکنید.

معمولا اختلال شخصیت در سال های نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع میشود. اختلال شخصیت انواع مختلفی دارد. با رسیدن سن فرد به میانسالی از شدت برخی از انواع اختلالات کاسته میشود

علائم اختلال شخصیت

انواع اختلالات شخصیت براساس علائم و ویژگی های مشابه به سه گروه دسته بندی می شود. بسیاری از افراد مبتلا به یک اختلال شخصیت علائم و نشانه های دست کم یک اختلال شخصیت دیگر را نیز از خود نشان می دهند. حتما نباید تمام علائم و نشانه های یک اختلال در فرد دیده شود تا این اختلال را در او تشخیص دهیم.

دسته ی اول

ویژگی این دسته رفتار یا تفکر عجیب و غیر عادی است. اختلال شخصیت پارانوید، اسکیزوئید و اسکیزوتایپی جزو این دسته هستند.

بارها و بارها مستقیم و غیرمستقیم شنیده‌ایم که احساسات منفی بی‌فایده و دردسر سازن و باید اونها رو کنار بذاریم و هرطور شده شاد باشیم.
اما واقعا ممکنه که احساسات منفی رو دور بریزیم؟ آیا ارزشش رو داره که به قیمت خاموش شدن بخش خلاق و شورآفرین‌مون، از گیر احساسات منفی رها بشیم؟اصلا رها می‌شیم؟ یا اینکه اونها در شمایلی جدید مثلا به شکل دردهای جسمانی برمیگردن؟ و یا فردی منجمد و مکانیکی میشیم و زندگی‌مون از تب و تاب میفته؟

اگر از فردی ناراحت باشیم و تصمیم بگیریم که ارتباطمون رو باهاش قطع کنیم، اگر عصبانی باشیم و شروع به داد و بیداد کنیم، اگر چون حسادت می‌کنیگ، فکر کنیم که آدم بدی هستیم، اینجا جاییه که نه هیجانات بلکه روش ارتباط ما با اونها برامون دردسر می‌آفرینه. به عبارتی عمل کردن، اندیشیدن و تصمیم گرفتن بر اساس هیجانات، ما رو اسیر هیجان تجربه نشده می‌کنه.

آیا اونقدر ناراحتم که از ناراحتیم به هراس می‌افتم پس به سرعت دست به عملی می زنم که از شر اون رها بشم؟
آیا اونقدر عصبانی‌ام که نمی تونم با خشمم زمانی رو باقی بمونم و می‌خوام با پرخاش فورا از اون فاصله بگیرم؟
آیا حسادت رو نمی ‌تونم تحمل کنم پس با برچسب زدن به خودم ازش فرار می‌کنم؟
چه چیزی درباره هیجانات ما رو آزار میده که نمی‌خواهیم اونها رو تجربه کنیم؟

گاهی‌اوقات این باور که “هیجانات ما رو آسیب‌پذیر می‌کنن”، عاملی میشه که هیجاناتمون را ندیده می‌گیریم.
مثلا ممکنه فکر کنیم غمگین شدن یک نقطه ضعفه یا نگرانی نشانه‌ی ترسو بودنه، پس هر وقت غم و نگرانی رو احساس کنیم روی اون پا میذاریم و انکارش می‌کنیم.
باچنین باورهایی انگار زمین اطرافمون پر از مین‌هایی می‌شه که باید مراقب باشیم پا روشون نذاریم، و دقیقا از همین جاست که زندگی‌مون محدود می‌شه، توانمندی‌هامون افت می‌کنه و کمی بعد به خودمون نگاه می‌کنیم و می‌بینیم مدت هاست که در یه نقطه ایستادیم.

ما برای شاد بودن باید ظرفیت غمگین بودن رو، برای آروم بودن باید تحمل عصبانی بودن رو و برای دوست داشتن باید پذیرش حسادت رو داشته باشیم.

آسیب پذیری بخشی از ماهیت انسانی ماست که پذیرشش بهمون قدرت میده.

فاطمه امیری
روانشناس مرکز مشاوره صنعتگر

اهمیت خانواده

نظام خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است که اساس و زیرساخت واحدهای بزرگ اجتماعی بشری به شمار می رود.افرادی که روزی به عنوان فرمانروای مقتدر و سیاستمدار سترگ، و مدیر نیرومند، و مبتکر توانا در جامعه ظهور می کنند، و مسؤولیتهای سنگین و خطیری را به عهده می گیرند، نظام خانواده و کانون گرم پدر و مادر تربیتگاه نخستین آنها است.

رشد و شکوفایی این نظام محبوب و بی بدیل، مرهون شناخت و رعایت دقیق حقوق هریکی از اعضای آن نسبت به یکدیگر است، همانطوری که نظامهای بزرگ اجتماعی، قوانین و حقوق خاصی خودش را در ارتباط با اداره واستحکام و رشد و بالندگی دارد، نظام خانواده نیز چنین است.

مهمترین رکن در نظام خانواده پدر و مادر، و زن و شوهر است که هرکدام از حقوق ویژه ای در ارتباط با یکدیگر و در ارتباط با فرزندان برخوردار هستند، رعایت این حقوق، رشته های پربار نظام خانواده را مستحکم می سازد. تأمین شرایط زندگی شیرین و شایسته و ایجاد محیط سالم و امن محصول ایمان و اعتقاد زن و مرد به قانون دینی و عمل بر طبق آن می باشد.

شناخت مسایل مربوط به خانواده اعم از زن و مرد و فرزندان و قضاوت در باره احکام و حقوق آنان، بدون شناخت و توجه به موقعیت و جایگاه نهاد خانواده سخن ناصواب خواهد بود، و همچنین سخن گفتن از حقوق فردی و اجتماعی مرد و یا زن و بررسی حقوق زن و شوهر بدون عنایت به نقش و موقعیت خانواده در متون و منابع دینی امری ناشدنی است.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonتماس با ما اسکرول به بالا